تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
صلاح‌الدين سامان دادن دوبارهء اوضاع قدس را در برنامهء كارى خويش قرار داد . « واقعيت اين است كه مسلمانان پيروزمند افرادى شريف و بامروت و مقاوم بودند . درست در جايى كه هشتاد و هشت سال پيش فرنگيان از درياى خون مسلمانان مىگذشتند ، حتى يك خانه يه يغما نرفت و به يك جاندار آسيب نرسيد . به فرمان صلاح‌الدين ، سربازان خيابان‌ها و دروازه‌ها را زير نظر گرفتند و از هر گونه دست‌اندازى احتمالى به جان و مال مسيحيان جلوگيرى به عمل آوردند . در اين بين هر كس در تلاش تأمين سربهاى خويش بود . باليان براى تأمين سى هزار دينار سربهاى موعود خزانه را تهى كرد و با زحمت بسيار پاسبانان و ميهمان‌نوازان را راضى ساخت تا از نقدينه‌هاى اندوختهء خود درگذرند . پاتريك هرقل و يارانش جز به خود نمىانديشيدند . مشاهدهء پاتريك كه تنها ده دينار سربهاى خودش را پرداخته و گرانبار از سيم و زر پيشاپيش باركشها و گاريهاى پر از فرش و ظرفهاى گرانبها شهر را رها كرده و سر خود گرفته براى مسلمانان مايهء حيرت بود . « 1 »

5 . اسيران و مهاجران صليبيها

شمار بسيارى از اسيران صليبى باقى ماندند ، چرا كه باليان تنها توانست سربهاى آزادى هفت هزار تن از مستمندان را فراهم كند . اگر ميهمان‌نوازان و پاسبانان معبد و كليسا نسبت به همكيشان خود وفادارى بيشترى نشان مىدادند ، امكان آزادى هزاران مسيحى ديگر نيز فراهم مىشد . يكى از تناقضهاى موجود اين بود كه فرماندهان مسلمان حتى از فرماندهان
هامش
( 1 ) . تاريخ الحروب الصليبيه 2 / 752 - 753 ( ترجمهء فارسى ، 2 / 544 ) مقابل اين قضيه چيزى است كه ابن اثير در كامل ( 9 / 184 ) نقل كرده است : « يكى از زنان پادشاه روم به همراه شمار زيادى از خدم و حشم بنده و كنيز در قدس راهبانه زندگى مىكرد . او مال و جواهر گران قيمت فراوانى با خود داشت و براى خود و همراهانش تقاضاى امان كرد . ( صلاح‌الدين ) او را امان داد و رها كرد . همچنين ملكهء قدس كه به نيابت از همسر اسيرش به دست صلاح‌الدين بر فرنگيان حكومت مىكرد آزاد گرديد . مال و منال و خدم و حشم وى را دادند ؛ و از صلاح‌الدين اجازه گرفت تا نزد شوهرش كه در دژ نابلس زندانى بود برود . صلاح‌الدين اجازه داد و او نزد شوهر رفت و همانجا ماند . پاتريك اعظم فرنگيان با اموال فراوانى از عبادتگاهها مثل صخره ، اقصى و كليساى قيامت و ديگر جاها كه مقدارش را كسى جز خدا نمىداند شهر را ترك گفت . با وجود همهء اين اموال صلاح‌الدين متعرض او نشد ؛ و چون گفتند كه بايد آنچه را كه مايهء تقويت مسلمانان مىشود از وى گرفت ، گفت : « به او خيانت نمىكنم » .