كه لُد را مىشكافت و در يافا به دريا منتهى مىگرديد محدود شد ؛ به اضافهء ناصره و غرب الجليل شامل دژ مونتفورت و تبنين و مناطق مسلماننشين پيرامون صيدا تا منطقهء معبد شامل قبة الصخره و مسجدالاقصى در دست مسلمانان باقى ماند و آنان حق داشتند كه آزادانه در آنجا رفت و آمد كنند و به عبادت بپردازند . با آزادى اسيران طرفين پيمان به انجام رسيد و مدت آن ده سال به تقويم مسيحى و ده سال و پنج ماه به تاريخ هجرى تعيين گرديد . اما هيچ معاهدهاى همانند اين معاهده بلافاصله مورد مخالفت و مقاومت قرار نگرفت . چرا كه جهان اسلام به جنبش درآمد . در دمشق داود كه مخالف برادرانش ، كامل و معظم بود ، به خاطر خيانتى كه به اسلام شده عزاى عمومى اعلام كرد . حتى علماى خود كامل اعلام كردند كه وى نسبت به اسلام اهانت كرده است . « 1 » اما مسيحيان از اينكه نتوانسته بودند بيتالمقدس را به زور بازپس گيرند و اينكه مسلمانان موفق به حفظ مكانهاى مقدس شده بودند اندوهناك و رنجيده خاطر بودند . به ويژه آنكه كارشناسان نظامى اعتقاد داشتند « تا هنگامى كه ناحيه ماوراى رود اردن به بيتالمقدس ضميمه نشود نگهدارى آن براى مسيحيان غير ممكن است . چگونه بيتالمقدس مىتواند زير فرمان صليبيها باشد و تنها از طريق يك باريكهء زمينى به ساحل متصل گردد ؟ » . « 2 » به اين ترتيب وقتى فردريك به بيتالمقدس آمد تا جشن پيروزى برپا كند . شهر را خالى از سكنه يافت ، چرا كه مسلمانان آن را ترك گفته بودند و جز براى اداى عبادات واجب در آنجا آمد و شدى نداشتند . مسيحيان بومى نيز از شهر بسيار فاصله گرفته و اعلام كرده بودند كه بازگشت لاتينها هيچ خيرى را براى آنان به همراه نخواهد داشت . فردريك كليساى قيامت را زيارت كرد ( يك شنبه 18 مارس سال 1229 م ) ؛ در حالى كه تنها نگهبانانش در كليسا حضور داشتند . پس از آن بيتالمقدس ( مسجداقصى ) را زيارت كرد . « 3 »
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١١٨
هامش
( 1 ) . ابن كثير ( الكامل فى التاريخ ، 9 / 378 ) در اين باره مىنويسد : « در سال 626 ، فرنگيان بيتالمقدس را تصرف كردند و مسلمانان اين كار را مهم و بزرگ شمردند و از اين بابت احساس توهين و درد و رنجى وصفناپذير مىكردند . خداوند با منت و كرم خويش بازگشت آن را به مسلمانان ممكن گرداناد » .
( 2 ) . تاريخ الحروب الصليبيه رنسيمان ، 3 / 332 - 333 .
( 3 ) . در تاريخ الحروب الصليبيه ( 3 / 335 ) در توصيف اين زيارت آمده است : « در حالى كه فردريك سرگرم طواف قبة الصخره بود چشمش به نوشتهء صلاحالدين بر كتيبهء پيرامون گنبد افتاد كه پاكسازى بنا از وجود كافران را به ثبت رسانده بود . امپراتور با تبسم پرسيد : « مشرك چه كسى مىتواند باشد ؟ » . وقتى كه از پنجرههاى مشبك دريچهها پرسيد ، به او گفته شد كه اين كار براى راندن گنجشكها است . فردريك از اصطلاح معمول مسلمانان عليه مسيحيان استفاده كرد و گفت : « واينك خداوند خوكها را نزد شما فرستاده است » . جالب اينكه شمارى از مسلمانان از جمله معلم فلسفهء وى كه عرب اهل سيسيل بود نيز در آنجا حضور داشتند . مسلمانان امپراتور را جالب توجه ديدند ، ولى او را زياد نپسنديدند سيماى وى دلشان را زد . به عقيدهء ايشان فردريك ، با آن چهرهء سرخگون و ديدگان نزديك بين ، در بازار بردهفروشان حتى به دويست درهم نمىارزيد .