تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
صلاح‌الدين بعد از فراغت از نماز جمعه اقدام به تعمير مسجدالاقصى كرد . « مسلمانان آنچه توان داشتند در زيبايى بنا و نقشهاى آن به كار گرفتند . مصالح مورد نياز از كاشيهاى بىنظير و زيورهاى زرين قسطنطينى و ديگر مصالح مورد نياز را فراهم آوردند . نخستين اقدامشان در اين راستا پاك كردن تصويرهاى موجود روى ديوارها بود . فرنگيها روى صخره را با كاشى پوشانده بودند و صلاح‌الدين فرمان داد كه آن كاشيها را خراب كنند . دليل كاشىكارى آن بود كه كشيشها بخش زيادى از صخره را به ازاى دريافت طلا و نقره به زايرانى كه از دريا مىرسيدند فروخته بودند . زايران به اميد بركت آنها را به وزن طلا مىخريدند . هرگاه كسى مقدار اندكى از آن را به شهر و ديارش مىبرد ، براى خود كليسايى مىساخت و آن را درون قربانگاهش جاى مىداد . از اين رو يكى از پادشاهان مسيحى كه بيم نابودى آن را داشت فرمان داد كه روى آن را بپوشانند . پس از برداشتن آن پوشش صلاح‌الدين مصحفهاى زيبا و رحلهاى نيكو به آنجا فرستاد . قاريان را در مسجد گماشت و مقررى بسيارى نيز برايشان تعيين كرد و اسلام در آنجا بار ديگر طراوت و شادابى يافت . چنين بزرگداشتى را از بيت‌المقدس ، پس از خليفهء دوّم كسى جز صلاح‌الدين ايوبى به جاى نياورد ، خداوند او را بيامرزد و همين افتخار و شرافت او را بس است . داستان منبر نيز به نوبهء خود مهيّج است . قضيه از اين قرار بود كه چون نورالدين زنگى فتح بيت‌المقدس را در سر مىپروراند ، به صنعتگران حلب فرمان داد تا منبرى بسازند . آنان نيز دست به كار شدند و منبرى بسيار زيبا و محكم ساختند . نورالدين گفت : « ما اين منبر را براى نصب در بيت‌المقدس مىسازيم » . درودگران چندين سال روى آن كار كردند و در اسلام همانندش ساخته نشده بود . ولى مرگ نورالدين فرا رسيد و موفق به تحقق اهدافش نگشت . پس از آن كه صلاح‌الدين قدس را گشود فرمان داد آن منبر را از حلب آوردند و در قدس نصب كرند . از زمان ساخت تا نصب منبر بيش از بيست سال طول كشيد .