492 ه / 1099 م مسيحيان را به باليان خاطرنشان كرد و از وى پرسيد : « آيا سزاوار نيست كه به شيوهء آنان رفتار كند ؟ » در همان حال كه دو رهبر در حال گفت و گو بودند ، جنگ شدت گرفت و صلاحالدين اشاره كرد كه پرچم او بر باروهاى شهر افراشته شده است . اما مدافعان صليبى با يك ضد حمله ، مسلمانان را بازپس راندند .
باليان آغاز به سخن كرد و گفت : « اعليحضرتا ! بدان كه در اين شهر آن قدر جمعيت هست كه شمار آنان را كسى جز خدا نمىداند . اينان به گمان اينكه شما امانشان مىدهى دست از پيكار برداشتهاند ، چون زندگى را بيش از مرگ دوست مىدارند . اما اگر مرگ را گريزناپذير يافتيم به خدا سوگند زن و فرزندمان را مىكشيم و اموال خواستههايمان را آتش مىزنيم و نمىگذاريم كه شما دينارى از آن را به غنيمت و يا مرد و زنى را به اسارت ببريد . پس از آن صخره و مسجدالاقصى و ديگر جاها را ويران مىكنيم . سپس پنج هزار اسير مسلمانى را كه در بند ما هستند از دم تيغ مىگذرانيم و همهء حيوانات و چارپايان را مىكشيم . آنگاه به جنگ شما مىآييم و چونان مردمان دست از جان شسته در دفاع از خود مىجنگيم ؛ و تا هر يك از ما يك تن را نكشيم خود كشته نخواهيم شد . يا با عزّت مىميريم و يا با كرامت پيروز مىشويم .
صلاحالدين با فرماندهان و يارانش به مشورت پرداخت و نظر آنها بر اين بود كه اگر مسيحيان حاضر به اسارت باشند به آنها امان داده شود . آنگاه صلاحالدين فرمان امان فرنگيان را در مقابل پرداخت سربها صادر كرد . چنين مقرر گرديد كه از مردان ، بى هيچ تفاوتى ميان فقير و غنى ، ده دينار و از كودكان ، دختر يا پسر ، دو دينار و از زنان پنج دينار گرفته شود . اطفال كمتر از چهل روز نيز از پرداخت دو دينار سربهاى كودكان معاف شدند . شمار ساكنان بيتالمقدس به جز زنان و كودكان شصت هزار مرد سواره و پياده بود .
در اين هنگام باليان خاطرنشان كرد كه در شهر حدود بيست هزار بينوا زندگى مىكنند كه قدرت پرداخت چنين مبلغى را ندارند . اگر سلطان اجازه بدهد مقامهاى مسيحى يك مبلغ كلى به عنوان سربهاى آنان بپردازند ؟ صلاحالدين حاضر شد مبلغ صد هزار دينار به ازاى بيست هزار بينواى شهر دريافت دارد ، ولى باليان متوجه شد كه تهيهء چنين مبلغ هنگفتى براى او ميسور نيست . سپس توافق شد كه هفت هزار تن به ازاى پرداخت سى هزار دينار آزاد شوند .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١١١