تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
در روز 26 رجب ( 2 اكتبر ) شمارى از بزرگان و اعيان فرنگ براى درخواست امان به اردوى مسلمانان آمدند ، اما سلطان درخواست آنان را نپذيرفت و گفت : من جز همان گونه‌اى كه شما با ساكنان شهر رفتار كرديد و هنگام تصرف شهر در سال 492 ه آنان را كشتيد و به اسارت برديد ، رفتار نخواهم كرد ؛ و « كيفر بدى ، بدىاى همانند آن است » . فرستادگان نوميد و با دست تهى بازگشتند . اينك شهر در اختيار صلاح‌الدين بود و هر لحظه‌اى كه مىخواست مىتوانست آن را تصرف كند . او در ميان شهر شمار زيادى دوستان صاحب نفوذ و با قدرت داشت . سيطره هميشگى كليساى لاتينى پيوسته مايهء نفرت مسيحيان ارتودوكس بود كه اكثريت جمعيت فقير شهر را تشكيل مىدادند . هنوز چندان اختلافى ميان سران فرقه‌هاى دين به چشم نمىخورد . خاندان پادشاهى و بزرگان دينى در همه جا - به جز انطاكيه - به روحانيان ارتدوكس احترام مىگذاشتند ؛ ولى مقامهاى عالى كليسا يك جا در دست لاتينها بود . مسيحيان بومى ناچار بودند در زيارتگاههاى مورد احترام خويش مناسكى را شاهد باشند كه زبان و شعائر آن برايشان بيگانه بود . از اين رو حسرت روزگار حكمرانان مسلمان را مىخوردند كه عبادت را هرطور مىخواستند به جا مىآوردند . صلاح‌الدين به يكى از مسيحيان ارتدوكس بيت‌المقدس به نام يوسف بابيط اعتماد كرد و در امور مربوط به برخورد با سران مسيحى وى را مشاور خويش قرار داد . به كمك او توانست با گروههاى ارتدوكس داخل شهر ارتباط برقرار كند كه همه قول دادند دروازه‌هاى شهر را به روى صلاح‌الدين خواهند گشود . واقعيت اين است كه براى گشودن شهر نيازى به درگير شدن گروههاى ارتدوكس نبود . چرا كه باليان ، بلافاصله پس از آگاهى بر شكست مأموريت گروه ، نزد صلاح‌الدين فرستاد و امان گرفت تا خود نزد او برود و در اين باره گفت و گو كند . درخواست او پذيرفته شد و باليان نزد صلاح‌الدين رفت و از او براى شهر درخواست امان كرد ، اما تقاضاى ترحم و گذشت او مورد قبول قرار نگرفت . صلاح‌الدين اعلام كرد سوگند ياد كرده است كه بايد بيت‌المقدس را با زور شمشير بگشايد و اين سوگند جز با تسليم بدون قيد و شرط شهر برداشته نمىشود . او كشتار سال