ترتيب آن عاملى كه موجب انگيزش دوبارهء تعصب اسلامى گرديد ، تعصب مسيحيت بود كه با كينهاى كه از مسلمانان به دل داشتند خونشان را ريختند و حرمت مقدسات آنان را شكستند .
در دورههاى بعد شمارى از خردمندان لاتين درصدد ايجاد زمينهء همكارى ميان مسيحيان و مسلمانان برآمدند ، اما ياد كشتارهاى گذشته راه رسيدن به هر گونه توافقى را مىبست . از اين رو پس از آن كه صلاحالدين در جنگ حطين در سال 1187 م به پيروزى رسيد ، اقدام به برچيدن پادشاهى بيتالمقدس را كرد و سپس شهرهاى يافا ، تبنين ، صيدا ، جبيل ، بيروت ، عسقلان و مناطق مجاور آن را فتح كرد . پس از فتح عسقلان صلاحالدين در بيرون شهر مستقر شد و از آنجا يگانهاى رزمى را به مناطق مجاور اعزام كرد . به اين ترتيب رمله ، داروم ، غزه ، مشهد ابراهيم خليل ، تبنين ، بيتلحم ، بيتجبريل ، نطرون و همهء مناطق متعلق به پاسبانان معبد به تصرف درآمد .
صلاحالدين پس از فراغت از كار عسقلان و شهرهاى مجاور ، به سوى بيتالمقدس حركت كرد . وى پيشتر از مصر تقاضاى ناوگان كرده بود ؛ در نتيجه يك ناوگان از جنگجويان به رهبرى حسامالدين لؤلؤ حاجب ، كه به شجاعت و نيكسيرتى مشهور بود ، اعزام گشت . اينان با استقرار در دريا راه را بر فرنگيان مىبستند و كشتيها و ناوهاى جنگى آنان را به غنيمت مىگرفتند .
دفاع از قدس بر عهدهء كشيش بزرگ فرنگيان موسوم به هِرَقْل و كسانى كه از نبرد حطين جان سالم به در برده بودند قرار داشت . اينان نيروهاى خود را بسيج كردند و ساكنان عسقلان و نواحى مجاور نيز به آنها پيوستند . اينان گروه بسيار بزرگى را تشكيل مىدادند كه مرگ را به مراتب آسانتر از آن مىديدند كه بيتالمقدس از چنگ آنان بيرون آيد و به دست مسلمانان بيفتد . اينان بذل مال و جان و زن و فرزند را تنها بخشى از وظيفه خود در قبال حفظ و دفاع از بيتالمقدس مىدانستند . « 1 »
هامش
( 1 ) . صلاحالدين از حاكم بيتالمقدس خواست تا هيئتى را براى بحث دربارهء شرايط تسليم شهر مقدس اعزام دارد . با رسيدن اين گروه به عسقلان كسوف اتفاق افتاد و صلاحالدين در تاريكى به استقبالشان رفت . اما هيچ بحثى صورت نگرفت زيرا گروه از تسليم شهرى كه به گمان آنان حضرت مسيح به خاطر آنها در آنجا مرده بود خوددارى ورزيد . اعضاى گروه به بيتالمقدس بازگشتند و صلاحالدين سوگند ياد كرد كه به زودى به زور شمشير شهر را خواهد گرفت .