زيرا همانگونه كه امام زمان ( عج ) بيانگر احكام الهى است ، حجةالله نيز هست ، فقها نيز از اين نظر حججالله هستند نه حجت امام زمان ( عج ) . پس فقها زمانى حجت امام زمان ( عج ) محسوب مىشوند كه امور مربوط به رهبرى سياسى آن حضرت را نيز انجام دهند .
ج - مراجعه به فقها در مسائل حلال و حرام و تبيين احكام ، يكى از مسائل ضرورى مسلمانان و از بديهيات اسلام بوده و چنين مسأله روشنى نبايد بر فردى مانند اسحاق بن يعقوب با آن مقام علمى و فقهى ، ناشناخته مانده باشد تا به عنوان يك مسأله مبهم از امام ( ع ) بپرسد . پس روشن است كه مورد سؤال ، مسائل سياسى - اجتماعى مربوط به مصالح عمومى و سرنوشتساز مسلمانان است ، و امام ( ع ) هم در پاسخ ، ضمن مكلف ساختن فقها به مداخله در مسائل سياسى - اجتماعى اسلام ، مسلمانان را به مراجعه به آنان موظف كرده است .
انتصاب يا انتخاب فقيه ؟
آيا راه گزينش ولى فقيه مانند گزينش معصومين ( ع ) نصب مطلق از سوى خدا است يا به عكس ، به انتخاب مردم واگذار شده است و يا چيزى غير از اين دو طريق است ؟
مفاد ادلهء ولايت فقيه ، نه انتصاب مطلق است كه مانند معصومين ( ع ) و يا نواب خاص آنان - با نص خاص تعيين و معرفى شوند و نه انتخاب مطلق ، به طورى كه مردم آزادى و اختيار تام داشته باشند تا هر كس را كه خواستند بدون هيچ ملاك و معيار دينى برگزينند ؛ بلكه هم انتصاب است و هم انتخاب ؛ به اين معنا كه مردم بايد در چارچوب معين شده در شرع ، رهبر شايسته را توسط خبرگان شناسايى كرده و برگزينند . انتخاب در اينجا به معناى يافتن و سپس پذيرفتن است ، كه مرز ميان انتصاب و انتخاب ، بلكه جامع ميان هر دو است .
توضيح آن كه انتخاب زمامدار در بينش اسلامى به معناى اعطاى ولايت به فرد منتخب از سوى مردم نيست ، كه نتيجهء آن وكالت وى از سوى مردم باشد و آنان هر گاه بخواهند