تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

حكومت دينى شايسته‌تر از هر كس مىباشد . چنان كه امام خمينى ( ره ) نيز به اين واقعيت تصريح كرده است : پس از اين كه ، اصل ضرورت حكومت ثابت شد ، سخن در فرد حاكم و والى است . شكى نيست كه از ديدگاه شيعه ، ائمه اهل‌بيت ( ع ) ، جانشينان پيامبر اكرم ( ص ) و رهبران جامعه اسلامىاند ؛ و ولايت عامه و خلافت كليهء الهى - كه براى پيامبر ( ص ) ثابت بود - براى ائمه اهل بيت ( ع ) ثابت است ؛ و در زمان غيبت ، گرچه ولايت و حكومت براى شخص و فرد خاصى مقرر نشده است ، ليكن - به حكم عقل و شرع - اصل حكومت ، در عصر غيبت ( نيز ) استمرار دارد . . . و چون حكومت اسلامى به معنى حكومت قانون الهى است ، حاكم و والى مسلمانان ، بايد واجد شرايط زير باشد : 1 - علم به قانون الهى 2 - عدالت 3 - كفايت سياسى و توان مديريت . اعتبار و لزوم اين شروط ، در رهبر و حاكم اسلامى ، از بديهيات است . چنان كه در احاديث اسلامى ( نيز ) شواهدى بر آن يافت مىشود . در اين صورت ، امر ولايت و حكومت - در عصر غيبت - از شؤون و وظايف فقيه عادل است . « 1 » از آنچه گفته شد دو مطلب ديگر نيز تا حدودى روشن شد : يكى مفهوم ولايت و رهبرى دينى ، ديگرى ويژگىهاى لازم براى رهبرى دينى . در تنقيح بيشتر مطالب مزبور بايد افزود : ويژگىها و صلاحيت‌هاى لازم براى ولايت فقيه و رهبرى در حكومت دينى چنان كه در اصول پنجم و يكصد و نهم قانون اساسى به آن تصريح شده است ، عبارت است از : فقاهت و اجتهاد ، عدالت و تقوا ، بينش سياسى - اجتماعى ، شجاعت ، مديريت و قدرت كافى براى رهبرى . مفهوم ولايت و رهبرى در حكومت دينى ، همان است كه در تعريف براى « امامت » به عنوان عام آن مطرح كرده‌اند : رهبرى ، يعنى فرمانروايى و رياست عامه بر جامعهء اسلامى در امور دين و دنيا . « 2 »

هامش
( 1 ) - كتاب البيع ، ج 2 ، ص 464 - 467 .
( 2 ) - الهيات ، جعفر سبحانى ، تلخيص از على ربانى گلپايگانى ، ص 505 - 506 ، انتشارات جامعه مدرسين ، قم .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 76 | جمعى از نويسندگان