تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

انديشمندان و حكيمان بزرگ و فرهنگ‌ساز جهان ، از جمله حكماى بزرگ يونان باستان نظير افلاطون ، ارسطو ، سقراط ، ارسطاطاليس و جز آنان همه دين‌دار و موحّد بوده‌اند و با تأثيرپذيرى از تعاليم دينى و آسمانى به چنين مقامات بزرگ علمى و شگردهاى فلسفى دست يازيده‌اند . « 1 » اما نسبت به كارآيى دين در اين زمان كه به « عصر تجدد و مدرنيسم » شهرت يافته بايد گفت ، اينك نيز دين در جوامع مختلف حضور زنده و با نشاطى دارد . براى همين ، تلاش و مبارزه مادىگرايان و دين‌ستيزان ، به‌ويژه حكومت‌هاى استكبارى ، با دين با القاى شبهاتى نظير تعارض دين با علم ، عقل ، تجدد و نوآورى حتى در جهان مسيحيت نيز بىفايده بوده و موفقيت چندانى نداشته است ؛ زيرا اگر مسأله به دور از تبليغات رسانه‌اى ، جوسازىهاى سياسى و عنادورزىها بررسى شود ، روشن مىگردد كه هرگز چنين تعارضى ميان علم و دين و يا عقل و دين وجود ندارد و به هيچ وجه آيينى چون اسلام نه تنها با تجدد ، نوآورى و به اصطلاح مدرنيسم مخالف نيست بلكه به عكس ، دستور داده تا هر روز انسان بهتر و متكامل‌تر از ديروز شود و گامى به جلو و پيشرفت در همه زمينه‌هاى زندگى مادى و معنوى بردارد . به طورى كه به فرموده امام صادق ( ع ) زندگى بدون پيشرفت و تعالى ، مساوى با مرگ و نابودى است . « 2 » در خود غرب هم گزارش‌ها نشان مىدهد كه گرايش به معنويت ، اخلاق و دين به‌ويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران از يك سو و شكست و فروپاشى شرق كمونيسم پس از نزديك به يك قرن مبارزه با دين و خداپرستى از سوى ديگر و به اضافه ، سرخوردگى غربيان از زندگى ماشينى و دورى از معنويت و خدا ، بيشتر شده است . تا جايى كه از نيمه دوم قرن بيستم كه به دوران پُست مدرن ( اوج دوران مدرنيسم ) شهرت دارد ، گرايش به دين و اخلاق شتاب بيشترى گرفته و دانشمندان بسيارى به دين پژوهى در ابعاد مختلف

هامش
( 1 ) - ر . ك . تاريخ فلسفه ، فردريك كاپلستن ، ترجمه جلال‌الدين مجتبوى ، ج 1 ، ص 29 ، 618 ، 636 و 670 ، انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران ، چاپ اول ، 1361 ؛ مبانى خداشناسى در فلسفه يونان و اديان الهى ، رضا برنجكار ، ص 23 - 32 ، نشر الهادى ، قم ، 1371 .
( 2 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 173 .