چارلز . ه . تونز ( فيزيكدان آمريكايى ) : « من اختلاف علم و دين را بيشتر سطحى مىدانم و اگر به ماهيت هر يك توجه كنيم هر دو به صورتى درمىآيند كه تشخيص آنها از يكديگر ممكن نيست . » « 1 » بنابراين ، واقعيت همان است كه « مارتين لوتر » گفته و آن اين كه « غربيان از آن دين الهى فطرى فاصله نگرفتهاند بلكه در حقيقت آن دين ساختگى ضد علم و پيشرفت و آزادى معقول و . . . را كنار گذاشتهاند . » « 2 » كارنامه دين اسلام در اين خصوص بسيار درخشان است . به اعتراف نويسندگان و بهويژه مستشرقان غربى ، خدماتى كه اسلام به تمدن و فرهنگ بشرى كرده ، فوقالعاده است به طورى كه به جرأت مىتوان گفت سهم اسلام در شكلگيرى فرهنگ و تمدن بشرى ، سهمى عمده و تعيين كننده است . « 3 » اگر امروز ملل مسلمان از لحاظ صنعت و تمدن از جوامع غربى عقب ماندهترند ، بىانصافى است كه كسانى بخواهند اين عقبماندگى را به دين نسبت دهند و به اين وسيله بخواهند به ضعف و سستى و ناتوانى فكرى و عملى خود سرپوش بگذارند . در حالى كه مىبينيم هماكنون نيز بسيارى از ملل مسلمان از بسيارى از ملل ديگر در صنعت و تمدن پيشى گرفتهاند . اگر ضعفها و كاستىهايى در نظام جمهورى اسلامى ايران مشاهده مىشود ، اين را نبايد به ناكارآمدى اصل اسلام و حاكميت دينى نسبت داد ، بلكه معلول عوامل بروندينى داخلى و خارجى است . از مهمترين اين عوامل ، نداشتن سابقه تجربه حكومتدارى مسؤولان كلان اجرايى و در نتيجه نداشتن راهكارها و قوانين مدون و روشنى در بخشهاى مختلف حكومتى ، ضعف مديريت اجرايى ، توطئهها و كارشكنىهاى پيوسته قدرتهاى
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 55
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٥
هامش
( 1 ) - محل تلاقى علم و دين ، ترجمه احمد آرام ، ص 54 به نقل از همان ، ص 121 .
( 2 ) - جامعهشناسى اديان ، ص 188 .
( 3 ) - براى تحقيق بيشتر به اين كتب رجوع كنيد : تاريخ تمدن ، ويل دورانت ، ج 4 ، ترجمهء ابوالقاسم پاينده و . . . بهويژه ص 432 - 435 ؛ تمدن اسلام و غرب ، گوستاو لوبون ، ترجمه فخر داعى گيلانى ؛ علوم اسلامى و نقش آن در تحول علمىجهان ، آلدوميهلى ، ترجمه محمدرضا شجاع رضوى و دكتر اسدالله علوى ؛ تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى ، زينالعابدين قربانى ؛ كارنامه اسلام ، عبدالحسين زرينكوب .