تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
پيام‌هاى روشن الهى و قرآنى چشم و گوش بسته مىگذرند ، كرولال معرفى كرده و حتى بدترين جنبندگان روى زمين به شمار آورده است ! برخى از پيامدهاى منفى نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت ، عبارت است از : 1 - اعتبار بخشى از قرائت‌هاى متعدد و بدون ضابطه از دين و متون دينى ، به طورى كه هيچ معيارى براى تشخيص فهم درست از نادرست و نيز برترى يك تفسير و فهم از تفسير و فهم ديگرى وجود نداشته باشد . اين در حالى است كه اظهار نظر در ساير علوم و فنون ، به اجماع ملل و نحل ضابطه‌مند بوده و نيازمند تخصّص است . 2 - پذيرش تفسير به رأى ، كه در اسلام به شدت از آن نهى شده است . 3 - اعتبار بخشيدن به تمام فرقه‌ها و مسلك‌هاى منحرف از دين ؛ چون همه آنها مدعى تفسير و فهم درست از دين هستند و هيچ‌گونه ملاكى هم براى اثبات انحراف و نادرستى باورها و تفسيرهاى آنها از دين و مذهب وجود ندارد . 4 - رواج نسبىگرايى در تفسير دين و معرفت دينى ؛ زيرا وقتى فهم هر كس از دين با هر پيش فرض و ذهنيتى درست باشد ، و از سويى اين پيش فرض‌ها هم دستخوش تحول و نوسانات گوناگون است ، ناگزير تفسيرها و برداشت‌ها از دين نيز متحول و متغير خواهد بود . اين چيزى جز نسبى بودن فهم متون دينى نيست ؛ در حالى كه دين داران راستين بايد به فهم درست و ثابت از دين كه مورد نظر شارع مقدس است ، دست يابند . 5 - عدم امكان دسترسى به مراد شارع مقدس ، كه در متون دينى نهفته است . اين عدم امكان ، مستلزم لغو بودن ارسال رسل و انزال كتبى است كه حاوى پيام الهى مىباشند . 6 - بىمعنا شدن هدايت الهى جهت رستگارى انسان ؛ زيرا هدايت الهى در صورتى محقق مىگردد كه پيام‌هاى متضمن آن قابل فهم و شناخت باشد . كه آن هم طبق فرض نظريه‌پردازان قبض و بسط ، ممكن نيست . اين ، يعنى بىتوجهى كامل به مراد گوينده و فرستنده كتاب ( خداوند متعال ) ، كه بسيار امر ناپسند و نافرمانى آشكار است .

امكان شناخت دين

بر خلاف پندار نظريه‌پردازان « قبض و بسط تئوريك شريعت » كه منكر تحصيل معرفت دينى از اساس بوده و هر نوع فهم بشر از دين را صرفاً بشرى و غير دينى مىدانند ، فهم