پيامهاى روشن الهى و قرآنى چشم و گوش بسته مىگذرند ، كرولال معرفى كرده و حتى بدترين جنبندگان روى زمين به شمار آورده است !
برخى از پيامدهاى منفى نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت ، عبارت است از :
1 - اعتبار بخشى از قرائتهاى متعدد و بدون ضابطه از دين و متون دينى ، به طورى كه هيچ معيارى براى تشخيص فهم درست از نادرست و نيز برترى يك تفسير و فهم از تفسير و فهم ديگرى وجود نداشته باشد . اين در حالى است كه اظهار نظر در ساير علوم و فنون ، به اجماع ملل و نحل ضابطهمند بوده و نيازمند تخصّص است .
2 - پذيرش تفسير به رأى ، كه در اسلام به شدت از آن نهى شده است .
3 - اعتبار بخشيدن به تمام فرقهها و مسلكهاى منحرف از دين ؛ چون همه آنها مدعى تفسير و فهم درست از دين هستند و هيچگونه ملاكى هم براى اثبات انحراف و نادرستى باورها و تفسيرهاى آنها از دين و مذهب وجود ندارد .
4 - رواج نسبىگرايى در تفسير دين و معرفت دينى ؛ زيرا وقتى فهم هر كس از دين با هر پيش فرض و ذهنيتى درست باشد ، و از سويى اين پيش فرضها هم دستخوش تحول و نوسانات گوناگون است ، ناگزير تفسيرها و برداشتها از دين نيز متحول و متغير خواهد بود .
اين چيزى جز نسبى بودن فهم متون دينى نيست ؛ در حالى كه دين داران راستين بايد به فهم درست و ثابت از دين كه مورد نظر شارع مقدس است ، دست يابند .
5 - عدم امكان دسترسى به مراد شارع مقدس ، كه در متون دينى نهفته است . اين عدم امكان ، مستلزم لغو بودن ارسال رسل و انزال كتبى است كه حاوى پيام الهى مىباشند .
6 - بىمعنا شدن هدايت الهى جهت رستگارى انسان ؛ زيرا هدايت الهى در صورتى محقق مىگردد كه پيامهاى متضمن آن قابل فهم و شناخت باشد . كه آن هم طبق فرض نظريهپردازان قبض و بسط ، ممكن نيست . اين ، يعنى بىتوجهى كامل به مراد گوينده و فرستنده كتاب ( خداوند متعال ) ، كه بسيار امر ناپسند و نافرمانى آشكار است .
امكان شناخت دين
بر خلاف پندار نظريهپردازان « قبض و بسط تئوريك شريعت » كه منكر تحصيل معرفت دينى از اساس بوده و هر نوع فهم بشر از دين را صرفاً بشرى و غير دينى مىدانند ، فهم