براساس تفسير هرمنوتيكى ، نقش اصلى با نيّت و ذهنيّت مفسر است كه نيت و مقصود مؤلف متن ناديده گرفته مىشود . يعنى به اصطلاح « مفسر محور » است نه « متن محور و مؤلف محور » كه متون دينى - وحيانى اسلام چنين است و لذا دستور أكيد داده شد تا با تلاش علمى به فهم درست متون دينى برسيد .
پيامدهاى منفى نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت
چنين تفسيرى از دين و معرفت دينى شايد در جهان غرب و در رابطه با متون دينى مسيحى قابل قبول باشد ، اما در حوزه تفكر اسلامى ، به هيچ وجه مورد پذيرش دينداران راستين و عالمان و متكلمان اسلامى نيست ؛ زيرا اين ادعا كه متون وحيانى اسلام ( همچون متون دست نوشته و بىروح دينى مسيحى ) صامت و ساكت بوده و پيام روشنى ندارد ، صد در صد با آنچه خود قرآن درباره خودش تصريح كرده است منافات دارد ؛ سراسر خطابات قرآنى با انسان سخن مىگويند و تعابيرى از قبيل : « يا ايها الذين آمنوا ، يا ايّها الناس » و مانند آن ، همگى انسان را مخاطب قرار داده و درصدد انتقال پيام روشنى به انسان است .
به حدى پيامهاى قرآن روشن بوده و انسان را به خود جلب مىكند كه اين جمله كه « اگر مىخواهيد خداوند با شما سخن بگويد قرآن بخوانيد » ، يك اصل مسلم و پذيرفته شده نزد خاص و عام گرديده است . به عنوان نمونه ، يك آيه از قرآن را در اين زمينه و براى صحت ادعاى خود ، مىآوريم :
« يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ . . . » ( انفال : 24 )
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مىخواند كه شما را حيات مىبخشد . . .
آيا پيامى از اين روشنتر وجود دارد ؟ ! چه اينكه حيات حقيقى انسانها را در گرو شنيدن و اجابت دعوت الهى مىداند كه به طور عمده خود قرآن متكفل آن است . جالب اينجاست اين آيه را پس از آياتى مىآورد كه در آنها انسانهايى كه گوش شنوا نداشته و در برابر