درس سوم : راههاى شناخت دين
نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت و ادعاى عدم امكان شناخت دين
از مسائلى كه از سوى برخى روشنفكران و نويسندگان داخلى در حوزه « معرفت دينى » مطرح شده و مورد نقد و بررسى قرار گرفته ، موضوع « قبض و بسط تئوريك شريعت » است . مدعيان نظريهء قبض و بسط « 1 » معتقدند كه به دليل عدم امكان دسترسى به فهم اصل دين و فهم و معرفت دينى اصيل و واقعى ، هر كس مىتواند به نوعى با ذهنيت و انتظارات پيشينى خود به سراغ دين برود و فهم دلخواه و مورد انتظار خويش را از دين داشته باشد . به همين دليل امكان فهمها و معرفتهاى متعددى از دين وجود دارد . آنها مىگويند اصل دين چون امرى قدسى و آسمانى است ، دست بشر به آن نمىرسد و درك و فهم بشر از دين ، صرفاً درك و معرفت بشرى است نه دينى . در بيان علت عدم دسترسى بشر به فهم واقعى دين مىگويند : چون متون دينى صامت و ساكت است نه سخنى و پيامى از پيش تعيين شده دارد و نه مقصود و مرادى در الفاظ وحيانى آن نهفته است ( ! ) از اين رو ، بشر بايد با درخواستها و انتظارات خود كه از راه آشنايى با علوم ديگر به دست آورده ، به سراغ دين برود و آن را بفهمد و به آن معنا و مفهوم بخشيده و بهاصطلاح