عمل حمكرانان محلى و نظارت بر ادارهء مناطق تحت سلطه بسيار مؤثر بود و باعث مىشد واليان از حدّ وظايف خويش عدول ننموده و بر خلاف نظر حكومت اسلامى عمل نكنند .
تغيير اوضاع اجتماعى
با ورود اسلام به ايران ساختار اجتماعى جامعه دچار تغيير محسوسى گشت . شكل سابق جامعه ايرانى ، كه تقريباً هزار سال داراى وحدتى نسبى بود ، به تدريج تغيير يافته ، پيوند خود را با بخش مهمى از ميراث باستانى خويش گسست و چهرهاى نسبتاً متفاوت از گذشته پيدا كرد .
ايدئولوژى اسلامى در واقع زمينهساز تحوّلى شگرف گرديد كه جنبههاى مختلف زندگانى مردم را تغيير داد . گرويدن به آيين نوين اسلام جدا از پذيرش تعاليم و اعتقادات دينى جديد ، تن دادن به راه و رسم و قوانين تازه و طرز معيشتى نو بود . از آنجا كه دين اسلام براى جزئيات زندگى قانون و قاعدهاى نهاده و به حيات فردى و اجتماعى بشر توجه كرده است ، اين تغيير به معناى دست كشيدن از بسيارى از عادات ، رسوم و عقايدى بود كه مدتها مردم با آن خو گرفته و زيسته بودند ، در نتيجه تغيير يكپارچه آنها در مدت كوتاه مشكل آفرين بود و كار چندان سادهاى نبود . برخى دگرگونيهاى شگرف اجتماعى ، طبق دين اسلام ضرورى بود ؛ مانند نوع بعضى از غذاها ، معاشرتها و حتى روابط خانوادگى و ازدواجهايى كه در گذشته متداول بود و حال جايز شمرده نمىشد .
گفتنى است كه با برخورد نظام اجتماعى مسلمانان و ايرانيان ، تصادم روى نداد ، بلكه بيشتر ارتباطى ملايم و همساز حاصل شد كه دو طرف در عين حال بسيار بر همديگر تأثير گذاشتند .
لغو تبعيضات طبقاتى
اصلاح اوضاع اجتماعى و اقتصادى طبقات پايين اجتماع از مهمترين تأثيرات ورود اسلام به شمار مىآيد . از اصول مهم اسلامى كه مايه افتخار مسلمانان بوده ، برابرى و مساوات مىباشد . در جامعه اسلامى همه از حقوق يكسان بهرهمند بوده ، با همديگر در يك رديف قرار مىگرفتند .