اجتماع پديدار گشت . كسب علم و دانش از انحصار گروههاى خاص در آمد و انقلابى ريشهدار در اين زمينه صورت گرفت . زنان كه پيش از اين از كمترين حقوق اجتماعى برخوردار بودند ، جايگاه و شأنى و الا يافتند . ازدواج با محارم نيز منسوخ گرديد « 1 » در زمينه سازمان مذهبى جامعه نيز بايستى اشاره نمود كه آن پيچيدگى و انحصار طبقه موبدان شكسته شد و ديگر از تبعيض طبقاتى دستگاه روحانيت خبرى نبود . مردم در افكار و عقايد دينى آزاد گشتند ؛ به گونهاى كه مسلمانان حق دخالت در امور مذهبى ديگران را نداشتند . پيروان اديان قديم با پرداخت جزيه مىتوانستند بر كيش سابق خويش باقى بمانند و آزادانه فعاليت نمايند . هر كس در هر شغل و مقام و هر زمان و مكانى بدون اجازه رسمى از مقامات روحانى مىتوانست ديگران را به اسلام دعوت نمايد . اين آزاديهاى مذهبى براى مردمى كه سالها در چنگال تعصبات مذهبى موبدان زرتشتى گرفتار بودند ، بسيار توجه برانگيز بود .
سامان بخشى وضعيت اجتماعى توده مردم
ورود اسلام تأثير به سزايى در سامان بخشيدن به وضعيت بدنه اصلى اجتماع يعنى رعايا ، كشاورزان ، صنعتگران ، كارگران و پيشهوران داشت . رونق اقتصادى و كشاورزى در روستاها و شهرها باعث شد وضع زندگانى توده جامعه رو به سامانى نهد . دريافت عادلانه ماليات - البته در اوايل ورود مسلمانان - نقش بسيار مهمى در اين امر داشت ؛ چرا كه توده مردم توانسته بودند از زير بار فشار مالياتى طبقات بالا و اشراف و اعيان خارج شوند و تغييرى شگرف در اوضاع معيشتى خويش ايجاد كنند . اسلام بافت طبقاتى قديمى و مالكيت بزرگ اراضى را از بين برد . « 2 » . در تأمين اراضى و حقوق كشاورزان كم بضاعت اقدامات قابل ملاحظهاى صورت گرفت . آنها از تعديات اربابان بزرگ آزاد شدند و در وضع خراج و ماليات بندى آنها تجديدنظر اساسى شد . كشاورزان روستايى به عنوان نگهدارنده زمينها منصوب گشتند و اوضاع اجتماعى اين طبقه تحوّلى نوين يافت .