سرانجام در سال 31 ق . ( 651 م . ) در نتيجه خيانت حاكم مرو در يكى از دهكدههاى اين شهر به گونهاى خفت بار به دست آسيابانى به قتل رسيد « 1 » و با مرگ وى موجوديت سياسى ساسانيان خاتمه يافت . « 2 » تا زمانى كه يزگرد زنده بود ، برخى پايداريهاى جزئى در نواحى خراسان در برابر اعراب شكل مىگرفت ، ولى با قتل وى به عنوان آخرين بازمانده امپراتورى ساسانى ، اشرافيت محلى و مرزبانان نواحى خراسان چون اميد خويش را به تجديد حيات دولت ساسانى از دست دادند ، بدون جنگ تسليم شدند . قسمت اعظم سرزمين خراسان بدين گونه به تصرف مسلمانان درآمد و اهالى نيز كيش اسلام را قبول كردند . مقدسى در « احسن التقاسليم » مىنويسد : « . . . به منت خدا داوطلبانه مسلمان شدند و گروه گروه آن را پذيرا شدند ، ايشان صلح را براى كشور خود خريدند . » « 3 »
عوامل مؤثر در پيروزى سپاهيان اسلام
ايران قرنهاى متمادى از امپراتوريهاى قدرتمند دنيا محسوب مىشد و شكست و انقراض آن امرى ساده نبود . بىگمان اين رويداد زمينهها و بسترهايى داشت كه باعث غلبه لشكريان مسلمان بر ايرانيان گشت و گرنه چگونه ممكن است ارتش تعليم ديده ايران ، كه به لحاظ نظامى و نفرات برترى كامل بر سپاه اسلام داشت ، مغلوب مسلمانان بى ساز و برگ و بدون ذخيره و تعليم گردد .
از برجستهترين علل ناتوانى ساسانيان در برابر مسلمانان بحران حاكميت ايران در زمينههاى مختلف بود كه در درس پيشين به آن اشاره شد . اوضاع متشنج و جامعه بحران زده ساسانى كار را براى مسلمانان بسيار سهل و آسان ساخته بود ؛ به گونهاى كه سپاهيانى كه در عرض دو دهه بخش وسيعى از امپراتورى ايران را به تسخير خويش درآوردند مدتها طول كشيد تا
هامش
( 1 ) . ابوسعيد عبدالحى گرديزى ، تاريخ گرديزى ، ص 103 ؛ كريستن سن ، پيشين ، ص 658 .
( 2 ) . البته پس از مرگ يزدگرد سوم يكى از پسرانش به نام فيروز خود را شاه ايران خواند و امپراتور چين هم كه تمايلى به پيشروى قلمرو مسلمانان نداشت ، از وى حمايت رسمى نمود ؛ ولى مرگ يزدگرد سوم در تواريخ به عنوان تاريخ انقراض سلسله ساسانيان ثبت شده است .
( 3 ) . ابوعبداللَّه محمد بن احمد مقدسى ، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ، ج 2 ، ص 426 .