تصرف خراسان و سرگذشت آخرين پادشاه ساسانى
يزدگرد سوم ، كه پس از سقوط تيسفون به همراه خانوادهاش گريزان و آواره گشته بود ، تا واپسين روزهاى عمرش در صدد بازپسگيرى تاج و تخت بود . وى در مدت يازده سال سرگردانى هر از چند گاهى سپاهى در مقابل مسلمانان مجهز مىساخت ، ولى هيچ يك از اين تلاشها به نتيجه نرسيد . مقاومتهايى كه پس از فتح نهاوند در برابر سپاه اسلام صورت مىگرفت ، غالباً پراكنده و ناپايدار بود و به سهولت از سوى اعراب شكسته مىشد . لشكريان اسلام ، كه در كمتر از يك دهه توانسته بودند قلمرو خويش را تا سرحدّات خراسان برسانند ، در تعقيب يزدگرد وارد اين منطقه شدند . « 1 » گمان مىرود كه اگر يزدگرد سوم به اين ناحيه نمىگريخت ، فتح خراسان و ماوراء النهر بسيار ديرتر اتفاق مىافتاد ؛ چرا كه اين سرزمين نسبت به مركز خلافت بسيار دور بود و مسلمانان از اين موضوع رعب و هراس داشتند . عمر از پيشرفت مسلمانان به سوى نواحى شرقى بيم داشت ، ولى با وجود بى ميلى خليفه سرداران فاتح نيروهاى خود را به سوى شرق پيش راندند . ابوموسى اشعرى پس از فتح نواحى شمال شرقى ايران به مجاورت مرزهاى خراسان رسيد و چون فتح خراسان در مأموريت او نبود ، از خليفه كسب تكليف كرد . عمر نيز كه چندان مايل به ادامه فتوحات در اين نواحى نبود ، در نامهاى ابوموسى و لشكريانش را از ادامه فتوحات در خراسان بازداشت . خليفه در قسمتى از اين نامه مىنويسد : « چه خوش بود ميان ما و آنها دريايى از آتش بود . » « 2 » على بن ابى طالب ( ع ) ، كه در مجلس حاضر بود ، علت اين بدبينى را از خليفه پرسيد . عمر دليل خود را دورى راه و فتنه و آشوب اهالى آن بيان كرد . امام على ( ع ) ضمن ردّ اين نظر بدبينانه ، به بيان امتيازات و ويژگى شهرهاى خراسان پرداخت و خليفه را به ادامه فتوحات در اين منطقه تشويق كرد « 3 » . مسلمانان به فرماندهى عبداللَّه بن عامر بن كريز شهرهاى خراسان را يكى پس از ديگرى تصرف كردند . « 4 » عدم وجود يك حكومت مركزى كار را براى مسلمانان بسيار آسان مىساخت . يزدگرد ، كه در اين زمان از شهرى به شهر ديگر گريزان بود و از شاهنشاهى عنوانى بيش نداشت ،