تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

اظهار داشتند : ما بدين جهت با تو بيعت كرديم كه در كار خلافت با تو شريك باشيم . « 1 » ولى امام عليه السلام با در خواست آنان موافقت نكرد . آن دو ، سرانجام به بهانه عمره ، مدينه را به عزم مكّه ترك كردند و در آنجا با همكارى عايشه و پيوستن حكمرانانِ بر كنار شدهء عثمان كه به مكه روى آورده بودند هسته مركزى « ناكثين » تشكيل شد . آنان با استفاده از ثروت امويان و تحت پوشش خونخواهى عثمان و با رهبرى عايشه ارتشى تشكيل داده و به‌سوى بصره رهسپار شدند . و به مدافعان بصره حمله بردند و پس از برخوردهاى شديد بين طرفين و كشته و مجروح شدن عده زيادى و دستگيرى عثمان بن حُنيف ، استاندار بصره شهر به تصرف آنان درآمد . امام عليه السلام پيش از رويارويى با پيمان شكنان از راه‌هاى مختلف نهايت كوشش خود را در حفظ صلح و جلوگيرى از خونريزى به‌كار برد ، ولى به آن دست نيافت ، زيرا شورشيان تصميم به جنگ داشتند . على عليه السلام به ناچار با آنان درگير شد و پس از نبرد شديدى ، اين غائله با پيروزى امام عليه السلام و شكست سخت « ناكثين » پايان پذيرفت ، عده زيادى كشته شدند و بقيه به نقاط مختلف گريختند . اين جنگ در تاريخ به نام جنگ « جَمَل » معروف است .

2 - قاسطين

امام عليه السلام زمانى كه مسؤوليت فرمانروايى جامعه اسلامى را پذيرفت ، تصميم گرفت سيره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را كه مدت‌ها بود به‌دست فراموشى سپرده شده بود ، احيا نمايد و هرگونه تلاش و كوشش در تمرد و سرپيچى از قانون الهى را از بين ببرد و خط بنىاميّه و در رأس آن ، معاويه را كه ادامه دهنده اين قانون‌شكنى بود ، از جامعه اسلامى پاكسازى كند . لذا در روزهاى نخست حكومت خود تصميم گرفت معاويه را از مقام استاندارى شام عزل كند . در اين باره سخنان و توصيه‌هاى هيچ كس حتّى ابن عباس در تغيير موضع آن حضرت تأثيرى نداشت . چرا كه امام عليه السلام در هيچ شرايطى نمىتوانست وجود معاويه را
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 180 ؛ شرح ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 230 .