مىكنم و به سخن هيچ گوينده و سرزنش هيچ ملامت كنندهاى گوش نخواهم داد ! « 1 » امّا وقتى پس از سخنرانى در جمع مردم و اتمام حجت ، باز هم با اصرار فوقالعاده آنان مواجه شد - در روز جمعه 25 ذىالحجّه سال 35 هجرى « 2 » - ناگزير خلافت را قبول كرد و مردم با او بيعت كردند .
امام عليه السلام در مقام فرمانروايى
امام عليه السلام در شرايطى زمام امور را به دست گرفت كه جامعه اسلامى بهواسطه شكافها و اختلافات اجتماعى اقتصادى در سراشيبى سقوط قرار گرفته بود و در همه زمينهها دشوارىها و مشكلات بسيار در هم و پيچيدهاى در انتظارش بود .
على عليه السلام سياست انقلابى خويش را براى تحقق بخشيدن به هدفهايى كه به آن منظور حكومت را پذيرفته بود به مرحله اجرا گذارد . اين سياست در سه زمينه بود :
زمينه حقوقى ، زمينه مالى و زمينهء ادارى .
1 - عرصه حقوقى
اصلاحات امام عليه السلام در زمينه حقوقى ، تضمين حقوق مساوى براى همه و لغو امتياز و برترى در بخشش بيتالمال بود . اين سخن اوست كه فرمود :
ذليل و ستمديده نزد من عزيز است تا آنگاه كه حق او را بازستانم و نيرومند نزد من ناتوان است تا حق مظلوم را از او پس بگيرم . « 3 »
2 - عرصه مالى
در اين زمينه امام عليه السلام نخستين اقدامى كه انجام داد باز پس گرفتن ثروتهاى كلانى
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خ 92 « صبحى صالح » .
( 2 ) - كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 194 .
( 3 ) - نهجالبلاغه ، خ 37 ، صبحى صالحى ؛ « الذَّليلُ عِنْدى عَزيزٌ حَتّى آخُذَ الحَقَّ لَهُ وَالْقَوِىُّ عِنْدى ضَعيفٌ حَتّى آخُذَ الحَقَّ مِنْهُ » .