در حكومت اسلامى بپذيرد .
معاويه نيز با شناختى كه از امام عليه السلام داشت مىدانست كه امام عليه السلام بهزودى او را از كرسى آرزوهايش پايين خواهد كشيد و در برابر خواستههاى مادى و آسايشطلبىها و مقامپرستىهايش ، سدّى قوى ايجاد خواهد كرد . بدين جهت كشته شدن عثمان به دست مسلمانان انقلابى را بهترين موقعيت و وسيله براى استوار ساختن پايههاى حكومت دروغين خويش و رسيدن به اهداف خود دانست . به همين جهت قتل عثمان را بزرگ كرد و با تبليغاتى دامنهدار آن را بهصورت چنان فاجعهاى درآورد كه دلهاى مردم شام را به سختى تكان داد .
شورش طلحه و زبير و عايشه هم كه به نام حمايت از عثمان انجام گرفته بود كار معاويه را آسانتر مىكرد . وى مىتوانست به استناد آن ، مردم شام را برانگيزد و به هر طرف كه مىخواهد ببرد .
آغاز جنگ :
با جمع شدن گروه انبوهى ار مردم دنياپرست و بىايمان در اطراف معاويه ، وى آماده جنگ شد تا با حكومت مشروع حق و عدل درآويزد . سپاه معاويه به مكانى بهنام « صفين » رسيد و در كنار فرات اردو زد ، و آب را به روى اصحاب اميرالمؤمنين بست . امام عليه السلام چون دريافت كه معاويه با سپاهى انبوه به صفين رفته است ، براى مقابله با او آماده شد . موج سپاهيان امام ، همانند سيلى از كوفه به موازات فرات به جريان افتاد « 1 » و در برابر سپاهيان معاويه قرار گرفت ولى راهى به فرات نداشت . امام عليه السلام براى جلوگيرى از خونريزى تلاشهاى زيادى كرد ، ولى موفق نشد و ناگزير از جنگ گرديد . سپاهيان على عليه السلام در نخستين نبرد ، شاميان را از كنار فرات پس راندند و زيانهاى فراوان به سپاه شام وارد ساختند . چون لشكر عراق فرات را بهدست گرفت ،
هامش
( 1 ) - در تعداد سپاهيان طرفين اختلاف است . مسعودى در مروجالذهب سپاهيان امام عليه السلام را نود هزار و تعدادسپاهيان معاويه را هشتاد و پنج هزار نوشته است . « مروج الذهب ، ج 2 ، ص 375 . »