امام عليه السلام با نهايت بزرگوارى فرمود : بگذاريد آنها هم آب بردارند . . . . پس از آن ، برخوردهاى كوچكى بين دو سپاه جريان داشت و امام عليه السلام نمىخواست حمله همگانى آغاز شود . زيرا اميد داشت ، دشمن ، به حق ، گردن نهد و دست از جنگ بردارد ، ولى دشمن همچنان بر سر ستيز بود ، طرفين از ادامه مخاصمه خسته شدند و هيچ اميدى به صلح و توافق نبود . چون امام ، وضع را بدينگونه ديد يارانش را آماده نبرد عمومى كرد . معاويه نيز مهياى جنگ شد . دو گروه به هم درآويختند . شديدترين نبردها در « لَيْلَةُ الهَرير » « 1 » بالا گرفت . جنگ از نماز صبح تا نيمه شب و از نيمه شب تا فردا ظهر طول كشيد چنان كه سپاهيان وقت نماز را نمىفهميدند و همچنان بدون استراحت مىجنگيدند . « 2 » مالك اشتر ، فرمانده رشيد سپاه امام ، مردانه در ميدان مىتاخت و گروهى دلير و نامور بر گرد او بسوى دشمن پيش مىراندند . چنان شكستى در لشكر معاويه پديد آمد كه تمام صفهاى سپاهش در هم كوبيده شد . و مىرفت كه سپاه على عليه السلام پيروز شود . اما معاويه با كمك عمرو بن عاص به فكر مكر و فريب افتاد و با نيرنگِ قرآن بر سر نيزه كردن ، در ميان سربازان امام عليه السلام اختلاف و شورش پديد آورد . سرانجام پس از اصرار زياد از جانب ياران على عليه السلام ، امام ناچار تن به حكميت ابوموسى اشعرى و عمرو عاص داد كه آنان درباره مصالح اسلام و مسلمين مطالعه كنند و نظر خود را اعلام دارند . وضع امام عليه السلام در پذيرفتن مسأله حكميت به پايهاى رسيدكه اگر نمىپذيرفت شايد بهدست برخى سربازان خود كشته مىشد و مسلمانان با بحران شديدترى رو به رو مىشدند .
تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: على رفيعى
ص٤٥
هامش
( 1 ) - هرير در لغت بهمعناى زوزه سگ از سرماست و چون در آن شب در اثر شدت نبرد و فشار دو طرف ، اسبسواران برسر يكديگر فرياد مىزدند آن شب را « لَيلة الهرير » ناميدند . ( معجمالبلدان ، ج 5 ، ص 403 و مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 518 ماده هَرَر ) .
( 2 ) - وقعه صفين ، ص 475 .