3 - مارقين
پس از ماجراى حكميّت ، تعدادى از مسلمانان كه با حضرت على عليه السلام همراه بودند عليه آن حضرت خروج كردند و امام را براى پذيرش حكميتى كه خودشان تحميل كرده بودند مورد انتقاد قرار دادند . آنان پس از چند روز به اشتباه خود مبنى بر تحميل پذيرش حكميت بر امام ، پى برده پشيمان شدند امّا دچار اشتباه ديگرى شده سعى كردند على عليه السلام را وادار به نقض عهد و پيمان نمايند . « 1 » اما امام عليه السلام كسى نبود كه پيمان خود را نقض كند . خوارج در برابر حضرت على عليه السلام دست به صفآرايى زدند و فتنهها و تباهىها بر پا كردند . از كوفه بيرون آمدند و در « نهروان » « 2 » اردو زدند . متعرض مردم بىگناه مىشدند و با كشتار و فساد ، وحشت در ميان مردم مىافكندند . بدين جهت سپاه امام عليه السلام به جانب نهروان حركت كرد . قبل از برخورد دو سپاه ، امام عليه السلام سعى كرد با منطق و گوشزد كردن اشتباهات آنان ، هدايتشان نموده از خونريزى جلوگيرى كند . بعضى از آنان به رهنمودهاى حضرت توجه كرده از لجاجت دست برداشتند ، ليكن اكثريت آنان بر موضع باطل خود پاى فشرده و بر گمراهى باقى ماندند . چون امام از هدايت و ارشاد آنان مأيوس شد و فهميد كه هرگز به راه حق باز نمىگردند با آنان به نبرد پرداخت . سپاهيان امام عليه السلام از چپ و راست بهسوى دشمن يورش بردند و خوارج را در ميان گرفتند و با نيزه و شمشير به جانشان افتادند و بيش از يكساعت نكشيد كه همگى را - به استثناى نه نفر - كشتند .