تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

بسيار اتفاق مىافتاد كه مأمون براى فرونشاندن صداى ناراضيان به امام رضا عليه السلام متوسل مىشد . « 1 » ه - مشروعيّت بخشيدن به حكومت خويش . حكومت عباسيان چون حكومت امويان از نظر مسلمانان فاقد مشروعيّت بود . مأمون كوشيد وجههء منفى و منفور خلافت را تغيير دهد . مناسب‌ترين راه براى تحقق اين هدف ، جذب فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشواى شيعيان - كه مظهر حق و شريعت بشمار مىرفت - به دربار خود و واگذارى سِمَت ولايتعهدى به وى بود ، تا با اين كار ، مدعاى علويان - مبنى بر غاصبانه بودن حكومت خويش - را در عمل تخطئه نمايد . « 2 »

احضار امام رضا عليه السلام به ايران

انگيزه‌هاى ياد شده مأمون را بر آن داشت تا بدون درنگ تصميم خود را عملى سازد ؛ از اين رو ، رجاء بن ابى ضحّاك - يكى از فرماندهان و كارگزاران خود - را براى آوردن امام عليه السلام به مرو ، به مدينه فرستاد و به وى سفارش كرد كه حضرت را از راه بصره ، اهواز و فارس عبور دهد نه كوفه و قم . « 3 » امام رضا عليه السلام كه تا آن زمان به تمامى دعوتنامه‌هاى مأمون پاسخ رد داده بود با آمدن پيك مخصوص خليفه و اصرار وى بر حركت آن گرامى به سوى مرو ، چاره‌اى جز حركت نيافت ؛ ليكن پيش از ترك مدينه كنار قبر مطهّر رسول اللّه صلى الله عليه و آله رفت و با آن حضرت وداع كرد و فرزندش حضرت جواد عليه السلام را به جدّ بزرگوارش سپرد ؛ آنگاه همه وكلا و نمايندگان و نيز ياران خود را گرد آورد و ضمن معرفى حضرت جواد عليه السلام به عنوان جانشين خويش به آنان و توصيه به اطاعت‌پذيرى از وى ، با آنان وداع كرد و در

هامش
( 1 ) - براى نمونه رجوع كنيد به تاريخ طبرى ، ج 8 ص 565 ؛ عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 174 .
( 2 ) - مأمون در سخنى به اين انگيزه اشاره كرده است : « ما او را وليعهد خود كرديم تا دعايش براى ما باشد و به حكومت و خلافت ما اعتراف كند و . . . بداند كه امر خلافت از آن ما است نه او » ( عيون اخبارالرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 181 ) .
( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 408 ؛ بحارالانوار ، ج 49 ، ص 134 .