منشأ اين پراكندگى دو چيز بود ؛ يكى حاكميّت جوّ اختناق و حكومت پليسى عباسيان . حاكمان عباسى پس از گذر از مرحلهء دستيابى به قدرت و تحكيم پايههاى آن ، سياست اختناق و ارعاب در پيش گرفتند و مخالفان خود را زير شديدترين فشارهاى سياسى و اقتصادى قرار دادند . اين سياست از اواخر دوران امامت امام صادق عليه السلام آغاز شد و در زمان امامت موسى بن جعفر عليه السلام در حكومت هارون به اوج خود رسيد . شرايط سياسى روزهاى آخر امامت پيشواى ششم چنان ناگوار و نگران كننده بود كه آن حضرت نتوانست با صراحت ، جانشين خود را معرفى كند ؛ از اين رو ، در وصيّتنامهء خود پنج نفر را وصىّ و جانشين خويش قرار داد و نام فرزندش موسى بن جعفر عليه السلام را پس از نام سه تن ديگر و در كنار نام منصور ، خليفه عباسى ، محمد بن سليمان ، حاكم مدينه و عبداللّه بن جعفر و حميده ، همسر خود آورد « 1 » تا جان جانشين واقعى خويش را از خطر تعرض دشمن مصون بدارد . اختلاف و سرگردانى بعضى شيعيان نسبت به مسألهء امامت پس از شهادت امام صادق عليه السلام ناشى از حاكميّت همين جوّ خفقان سياسى بود . هشام بن سالم مىگويد : من و مؤمن طاق در مدينه بوديم كه ديديم گروهى بر در خانه عبداللّه بن جعفر گرد آمدهاند . ما مسائلى از عبداللّه درباره زكات پرسيديم ولى او نادرست جواب داد . مأيوس از نزد او بيرون آمديم و در كوچههاى مدينه گريان و متحيّر كه به كجا و به چه كسى روى بياوريم . در اين حال پيرمردى با اشاره ما را بهسوى خود فرا خواند . فكر كرديم جاسوسى از جاسوسان منصور است ؛ زيرا وى در مدينه جاسوسانى گمارده بود كه هر كس به خانهء امام صادق عليه السلام رفت و آمد مىكرد گردنش را مىزدند . ولى بر خلاف تصور ما ، او ما را به خانه موسى بن جعفر عليه السلام برد . از آن حضرت پرسشهايى نمودم و بر امامتش يقين حاصل كردم . سپس از او خواستم موضوع را با شيعيان در ميان بگذارم و آنان را بهسوى وى فراخوانم . امام عليه السلام اجازه داد جريان را با افراد انديشمند در ميان بگذارم و از آنان پيمان « كتمان » بگيرم چه آنكه افشا همان و كشتن همان . « 2 »
تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: على رفيعى
ص١٩٨
هامش
( 1 ) - ر . ك : كافى ، ج 1 ، ص 310 .
( 2 ) - رجال كشّى ، ج 2 ، ص 565 ، رديف 502 .