استغفار پياپى زنده مىداشت ، هم پيمان سجدههاى طولانى و گريههاى سرشار و مناجات بسيار و ناله و زارى پيوسته بود . « 1 » امام كاظم عليه السلام در همه فضائل و مكارم اخلاقى ، سرآمد مردم زمان خود بود ؛ ليكن كرم و سخاوت آن حضرت به حدّى مشهود و فراگير بود كه ضربالمثل شده بود . ابن عنبه مىنويسد : همواره نزد موسى بن جعفر كيسههايى از زر بود و به هر كس كه مىرسيد و به احسان آن حضرت چشم داشت ، مىبخشيد ؛ بطورى كه كيسههاى زر او ضربالمثل شده بود . « 2 »
امامت
امام كاظم عليه السلام در سال 148 ، پس از شهادت پدر بزرگوارش رهبرى شيعيان را برعهده گرفت و در مجموع دوران 35 ساله امامت خود - كه در مدينه ، بصره و بغداد سپرى شد - با چهار نفر از خلفاى عباسى به نامهاى منصور ، مهدى ، هادى و هارون معاصر بود . شرايط سياسى دوران امامت امام كاظم عليه السلام از دو جهت حائز اهميّت است . نخست از آن جهت كه دو تن از مقتدرترين سلاطين بنىعباس ( منصور و هارون ) و دو تن از جبارترين آنان ( مهدى و هادى ) در آن حكومت مىكردند . در اين دوران بر خلاف اواخر دوران بنىاميّه ، و ده ساله نخست دوران بنىعباس و دوران پس از مرگ هارون كه در هر يك ، حكومت مسلّط وقت به نحوى تهديد مىشد ، تهديدى جدّى دستگاه خلافت را نمىلرزاند و خليفه را از جريان عميق و مستمر دعوت اهل بيت عليهم السلام غافل نمىساخت . ويژگى ديگر ، پراكندگى و اختلافى بود كه در ميان نيروهاى خودى بر سر مسأله امامت پديد آمده بود . تعبير نصر بن قابوس يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام در اين باره چنين است : « فَلَمَّا تُوُفِّىَ ابُو عَبِداللَّهِ عليه السلام ذَهَبَ النَّاسُ يَميناً وَ شِمالًا » « 3 » هنگامى كه امام صادق عليه السلام در گذشت مردم به راست و چپ رفتند .