تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
« موسى » نزد « محمّد » آمد و او را در جريان ديدار خود با « ابوالسّاج » گذاشت و از وى خواست سلاح خود را بر زمين نهد و نزد « ابوالسّاج » رود ، و با سوگند دروغ به وى اطمينان داد كه هيچ خطرى او را تهديد نخواهد كرد . و بدين ترتيب محمّد بن صالح را با نيرنگ و فريب نزد « ابوالسّاج » برد . وى او را نزد متوكّل فرستاد . متوكّل او را به زندان افكند . « محمّد » مدت سه سال در زندان بود ، سپس آزاد شد ولى همچنان تحت نظر بود تا زمانى كه درگذشت . « 1 »

3 . قيام يحيى بن عمر بن حسين

يحيى از نوادگان امام چهارم عليه السلام بود . وى قيام خود را در دوران متوكّل آغاز كرد ؛ ولى به دست « ابوعبداللَّه بن طاهر » حاكم خراسان ، دستگير و پس از تحمّل چند تازيانه روانهء زندان شد . ليكن پس از مدتى از زندان آزاد شد . دوباره با شعار « الرّضا من آل محمّد » مردم كوفه را به قيام دعوت كرد . يحيى مردى شجاع و دلير بود و با مردم خوشرفتارى كرده بر اساس عدالت عمل مىنمود . وى در آغاز نهضتش نخست با زيارت قبر حضرت اباعبداللَّه عليه السلام رفت و در جمع زائران حسينى سخنرانى كرد و تصميم خود را آشكار ساخت . جمعى از زائران دعوت او را پذيرفته اطرافش را گرفتند ؛ سپس به كوفه رفت . در آنجا نيز گروه زيادى به او پيوستند . يحيى براى تأمين هزينهء نهضت ، بيت‌المال كوفه را به تصرّف خود در آورد و نيز پولهاى صرّافانى را كه آرم حكومتى داشت از آنان گرفت . چون خبر قيام « يحيى » به بغداد رسيد ، « محمّد بن عبداللَّه بن طاهر » ، حاكم بغداد سپاهى را به جنگ او فرستاد . بعضى از سرداران سپاه اعزامى كه در دل به يحيى متمايل بودند ، با بىميلى فرمان والى را پذيرفتند .
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 367 .