پس از درگذشت او در اين سال ، برادرش « محمّد » جانشين او گرديد . « 1 » « حسن » فردى بخشنده ، فروتن و داناى به علم عربى و فقه بود . شاعرى در حضور او از وى تجليل كرد و گفت : خدا يكى ، فرزند زيد نيز يكى است . « حسن » خشمگين شد و گفت : سنگ بر دهانت باد اى دروغگو ! چرا نگفتى خدا يكى و پسر زيد بندهء او است ؟ سپس به سجده رفت و گونهء خويش را بر خاك نهاد و شاعر متملّق را از بخشش محروم ساخت . « 2 »
5 . قيام حسين بن محمّد
حسين بن محمّد بن حمزه - كه نسبش به امام سجاد عليه السلام منتهى مىشود - به سال 251 در كوفه قيام كرد و والى آن شهر را وادار به فرار نمود . مستعين ، « مزاحم بن خاقان » را مأمور سركوبى نهضت او كرد . بين نيروهاى « حسين » و « مزاحم » جنگ سختى در گرفت .
سرانجام نيروهاى حكومتى توانستند انقلابيّون را شكست دهند و وارد كوفه شوند ؛ ولى از سوى مردم استقبال نشدند و بسوى فرماندهء آنان سنگ پرتاب شد .
« مزاحم » كه از اين كار سخت خشمگين شده بود دستور داد شهر را به آتش بكشند . بر اثر اين جنايت ، بيش از هفت بازار و بازارچه آتش گرفت . سپس سربازان او خانههاى علويان را مورد حمله قرار داده به هر كس دست مىيافتند او را دستگير و روانهء زندان مىكردند . بنابر نقل « ابواسماعيل علوى » ، « مزاحم » در كوفه هزار خانه را به آتش كشيد . « 3 »
6 . جنبش اسماعيل بن يوسف
هامش
( 1 ) - كامل ، ج 7 ، ص 407 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 9 ، ص 328 ؛ كامل ابن اثير ، ج 7 ، ص 164 .