فرمانده در پاسخ گفت : « اى امير ! بيم از تو ، ترس از خدا را از يادم برد ، و نيز وعدهاى كه به من دادى عقلم را ربود . »
به دستور حاكم خراسان ، غُل و زنجير سنگين را از پاى « محمّد » گشودند و زنجير سبكترى بر پاى او زدند و وى را به زندان افكندند . « محمّد » مدّت سه ماه در زندان بود .
حاكم خراسان مىكوشيد جريان دستگيرى « محمّد بن قاسم » را از مردم پنهان دارد ؛ چون او در منطقهء خراسان هواداران بسيارى داشت ، و بيم آن مىرفت كه در صورت اطّلاع ، عليه نيروهاى حكومتى شورش كنند .
« محمّد بن قاسم » از نيشابور به بغداد برده و به دستور معتصم به زندان افكنده شد . ولى ديرى نپاييد كه با طرح ماهرانهاى از زندان گريخت و به « واسط » رفت و در آنجا پنهان گشت . وى ، دوران معتصم ، واثق ، و مدتى از دوران متوكّل را در خفا بسر برد و به نقلى در زمان متوكّل دوباره دستگير شد و تا آخر عمر در زندان بسر برد ، و به گفتهء بعضى مسموم شد و به شهادت رسيد . « 1 »
2 . جنبش محمّد بن صالح
محمّد از نوادگان امام مجتبى عليه السلام و فردى جوانمرد ، رزمنده ، شجاع ، در عين حال ، ظريف طبع و شاعر به شمار مىرفت . وى قيام خود را از « سوبقه » آغاز كرد و گروه زيادى از مردم را به گرد خود فراهم آورد . در همين سال ، فردى به نام « ابوالسّاج » به عنوان نمايندهء رسمى حكومت به حج رفته بود . عموى « محمّد بن صالح » به نام « موسى بن عبداللَّه » نيز در مكّه بود . وى از ترس آن كه مبادا پيامدهاى نهضت برادرزادهاش « محمّد ابن صالح » دامن او را بگيرد و مشكلاتى براى وى و خانوادهاش فراهم سازد ، نزد « ابوالسّاج » رفت و ضمن افشاى مسائل مربوط به نهضت برادرزادهاش به وى اطمينان داد كه « محمّد » را تسليم او خواهد كرد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : مقاتل الطالبييين ، ص 387 - 392 .