اوضاع و احوال سياسى پيش برود و در هر زمان گرايشى نشان دهد . عملكرد مأمون گوياى آن است كه وى در روشها و موضعگيريهاى سياسى از مبادى عقيدتى خود پيروى نمىكرد ، بلكه اعتقادات خويش را متناسب با شرايط سياسى ابراز و هماهنگ مىساخت . « 1 » پس از اين بيان كوتاه برمىگرديم به پاسخ به سؤال بالا . آنچه در مورد تشيّع مأمون مىتوان گفت اين است كه : - اوّلًا ممكن است اظهار تمايل وى به اميرمؤمنان ( ع ) نشأت گرفته از اعتقاد او به مذهب معتزليان بغداد همچون « بِشْرِ بن معتمر » و « بشر بن غياث » باشد كه بر اين باور بودند حضرت على ( ع ) بعد از پيامبر ( ص ) برترين آفريده خداوند است و اعمال آدمى از خود اوست و قرآن مخلوق است . « 2 » بسيارى از مورخان نوشتهاند مأمون بر مذهب معتزله بوده است ؛ از اين رو ، پيروان اين مذهب گرد او مجتمع بودند . « 3 » بر اين اساس احتمال قوى مىرود مراد از تشيّع مأمون كه در نوشتهء مورخان ، حتى كلمات خود او آمده است صرفاً اظهار تمايل وى به حضرت على ( ع ) و برتر دانستن آن حضرت از ساير صحابه و نيز خلفا باشد نه معناى اصطلاحىاش كه امروزه به ذهن مىآيد و در مقابل « تسنّن » است . - ثانياً بر فرض كه بپذيريم او شيعه به معناى اصطلاحى كلمه بوده است بايد گفت : عملكردش نشانگر آن است كه او بر ضدّ اعتقادش رفتار كرده و به تعبير شهيد مطهرى « شيعهء امام كش » بوده است ، مانند مردم كوفه كه برغم داشتن گرايشهاى شيعى ، امام
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: على رفيعى
ص١٤٣
هامش
( 1 ) - بعضى از صاحبنظران جريان برتر شمردن على ( ع ) و اعلام بيزارى از معاويه و جايزشمردن متعه و اعتقاد به مخلوق بودن قرآن از سوى مأمون را به انگيزه سرگرم كردن مسلمانان به يكديگر و بازداشتن انديشهء آنان از خلافت و دوركردن مردم از گرد اهلبيت ( ع ) دانسته و افزودهاند بعضى از شواهد تاريخى نيز اين احتمال را تقويت مىكند ( الحياة السياسيّة للامام الرضا ( ع ) ، ص 200 پانوشت ) .
( 2 ) - ر . ك : البداية والنهاية ، ج 10 ، ص 291 . لازم به يادآورى است كه اهل سنّت و اهل حديث در نقطه مقابل معتزله قرار دارند و اين جمله بر خلاف عقايد آنان است .
( 3 ) - براى نمونه رجوع كنيد به البداية والنهاية ، ج 10 ، ص 288 و عصرالمأمون ، ج 1 ، ص 367 و 395 - 397 و امپراطورية العرب ، ص 600 - 601 .