نكات مهم نامهء فضل
1 - فضل در نامهء خود سعى كرده است امام را مطمئن سازد كه اين تصميم ، يك بازى سياسى نيست ؛ بلكه ثمره كوششهاى او در راه بازگرداندن حق به حقدار مىباشد و نظر مأمون و او بر اجراى قطعى آن تعلق گرفته است . بنابراين خوددارى و مقاومت در برابر چنين تصميمى بىفايده است .
2 - تعبيرها و كلمات بگونهاى انتخاب شده است كه با نظر امام و عقيده شيعه هماهنگ و منطبق باشد . اين ادعا كه خلافت ، حق خاندان پيامبر است نه ديگران ، و ديگران تاكنون با غصب اين حق بر آنان ستم كردهاند ، همان چيزى است كه امام رضا ( ع ) و پدرانش بر آن تأكيد داشتند و ميان مردم ، شايع و مشهور بود .
3 - فضل ، در نامه خود سعى كرده است امام را متوجه اين نكته سازد كه هر چند او و مأمون در اصل واگذارى ولايتعهدى به آن حضرت با هم وحدت نظر دارند ؛ امّا ديدگاه آن دو در مورد امام متفاوت است . او از آن جهت كه امام فرزند پيامبر ( ص ) و جانشين اوست و ديگران تا كنون غاصب حق او و پدرانش بودهاند ، ولايتعهدى را به آن حضرت واگذار مىكند ؛ ولى مأمون او را به ديده يك شريك ، يك برادر و كسى كه از ديگران بر اين امر سزاوارتر است ، مىنگرد ؛ بدون آن كه از خود سلب صلاحيّت كند و يا خود و ديگران را غاصب بداند . « 1 »
هامش
( 1 ) - اقتباس از : الحياة السياسيّة للامام الرضا ( ع ) ، ص 204 - 205 .