وليعهدى خويش برگزيند . اين اقدام مأمون هر چند به ظاهر ، غيرمنتظره و شگفتانگيز بود و از سوى بعضى از گروهها واكنشهايى را به دنبال داشت ؛ ليكن به نظر خود او ، اساسىترين و استوارترين طرحى بود كه در آن شرايط مىتوانست حكومت او را از خطر سقوط حفظ كند و منافعش را تأمين و آيندهاش را تضمين نمايد .
دعوت امام رضا ( ع ) به « مرو »
مأمون و وزيرش فضل بن سهل نامههاى جداگانهاى به امام رضا ( ع ) نوشته و همراه پيكهايى به مدينه فرستادند . از آنجا كه نامه فضل مشتمل بر نكات قابل توجهى است ، نخست خلاصهاش را مىآوريم ، سپس به نكات مهم آن اشاره مىكنيم .
فضل در نامهء خود پس از حمد خدا و درود بر پيامبر ( ص ) و توصيف پيشواى هشتم به عنوان فرزند رسول خدا ( ص ) و معرفى خود به عنوان دوستدار امام و كسى كه شب و روز در بازگرداندن حق آل محمّد ( ص ) به آنان ، تلاش مىكند ، مىنويسد :
اميد من آن است كه خداوند در بازگرداندن حقتان از كسانى كه شما را به استضعاف
كشاندهاند ، به شما رخصت داده و الطافش را بر شما فزونى بخشيده و شما را پيشواى وارث قرار داده و چنين خواسته است كه دشمنانتان و آنان كه از شما روى گرداندهاند ، آنچه را كه از آن گريزان بودند از شما ببينند .
اين نامه حاكى از عزم راسخ اميرمؤمنان ؛ مأمون و من بر دفع ستمى است كه بر شما رفته و اثبات حقوقى است كه در دست داريد و واگذارى آن حقوق به شماست .
از خدا مىخواهم كه مرا بدين وسيله از نيكبختترين جهانيان و از رستگاران نزد خود و اداكنندگان حق پيامبر ( ص ) و مددكاران شما بر استيفاى حقتان قرار دهد .
هنگامى كه نامهام به شما رسيد در صورت امكان آن را بر زمين ننهاده به سوى اميرمؤمنان روانه شويد ؛ همان كه شما را در امر حكومت شريك و در نسب خود سهيم قرار داده است و شما را سزاوارترين مردم به آنچه در اختيار دارد مىداند . . . . « 1 »
هامش
( 1 ) - الحياة السياسيّة للامام الرضا ( ع ) ، ص 448 - 449 .