درگير شد . وى پس از تسلط بر كوفه و شكست دادن دومين نيروى اعزامى از سوى حسن بن سهل به فرماندهى « عبدوس بن محمّد » موقعيّت و شهرت بيشترى پيدا كرد و در كوفه به نام خود سكّه زد و بطور رسمى زمام امور را به دست گرفت . ابوالسّرايا پس از تسلّط كامل بر كوفه و بيرون راندن عباسيان از اين شهر ، فعّاليّتهاى خود را به خارج كوفه متمركز كرد . نخست رهسپار بصره شد و آن جا را فتح نمود ، سپس بر « واسط » و اطراف آن چيره گشت و كارگزاران علوى را به بصره ، مكه ، يمن ، فارس و اهواز گسيل داشت . « 1 » حسن بن سهل كه از گسترش نفوذ ابوالسّرايا موقعيت خود را متزلزل و خطرناك مىديد « هرثمة بن اعين » را به مقابلهء با او فرستاد . هرثمه در برخوردهاى مختلفى كه با ابوالسّرايا داشت موفق شد او را شكست دهد و بسيارى از نيروهايش را بكشد و حتّى كوفه را از دست او بگيرد . خود او نيز پس از آن كه به سمت شوش گريخت و از آن جا راه جزيره را در پيش گرفت تا به رأس العين نزد خانوادهاش برود ، در ميان راه توسط نيروهاى مأمون دستگير و نزد حسن بن سهل برده شد . وى فرمان داد او را بكشند و جسدش را به دار آويزند . « 2 »
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: على رفيعى
ص١٣٥
با ظهور ابوالسّرايا و بالا گرفتن كار او ، علويانى كه در عراق ، شام و حجاز پنهانى و ناشناخته زندگى مىكردند ، هر كدام از گوشهاى قدبرافراشته به مخالفت با دستگاهپرداختند .
زيد بن موسى بن جعفر ( ع ) كه از سوى ابوالسّرايا به فرماندهى بصره منصوب شده بود ، بر ضد عباسيان قيام كرد و آنان و هوادارانشان را از شهر بيرون راند و خانههايشان را به آتش كشيد و به هر يك از بنىعباس دست مىيافت دستور مىداد او را آتش بزنند ؛ بدين جهت به « زيد النّار » [ زيد آتش افروز ] ملقب گشت . « 3 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 302 - 305 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 528 - 535 ؛ كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 302 - 307 . و مقاتل الطالبيين ، ص 344 - 366 .
( 3 ) - ارشاد ، مفيد ، ص 286 .