از سوى ديگر ، مأمون « محمود بن عبدالكريم » را مسؤول خراج كرد . وى ، فوق توان اقتصادى مردم از آنان ماليات گرفت ، ارزاق عمومى را كاست ، خواص را منكوب كرد و آنان را گروهگروه پراكنده ساخت . او براى خوشخدمتى به ارباب خود مردمى را كه قدرت پرداخت ماليات نداشتند ، تحت فشار و شكنجه قرار داد ؛ بگونهاى كه گروهى از پرداخت ماليات سر باز زدند و گروهى ديگر در خراسان با « طاهر بن حسين » درافتادند . « 1 » فقر وقحطى سال 201 هجرى كه گريبانگير مردم خراسان ، رى و اصفهان شد و بر اثر آن بسيارى از مردم جان خود را از دست دادند ، دليلى آشكار بر بدرفتارى مأمون و ديگر گردانندگان دستگاه خلافت نسبت به مردم اين سامان است . « 2 » سياست ظالمانهء مأمون نسبت به ايرانيان و برملا شدن چهره نفاق و خودكامهء او سبب شد كه آنان از پشتيبانى وى روى برتابند و به علويان متمايل گردند . « 3 »
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: على رفيعى
ص١٢٨
پيش از به خلافت رسيدن مأمون ، افراد و گروههايى با به حكومت رسيدن وى بشدّت مخالف بوده و از امين حمايت مىكردند . اينان عبارت بودند از « زبيده » همسر هارون ، داييهاى امين ، برمكيان ، بويژه فضل بن يحيى برمكى ، فضل بن ربيع و بسيارى از عربها .
هامش
( 1 ) - الحياة السياسيّة للامام الرضا ( ع ) ، ص 179 به نقل از : رسائل الجاحظ ، ج 2 ، ص 207 .
( 2 ) - ر . ك : كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 340 .
( 3 ) - لازم به يادآورى است كه آغاز گرايش و اظهار محبّت ايرانيان به اهل بيت پيامبر ( ص ) به دوران حكومت حضرت على ( ع ) برمىگردد . پيش از اسلام با توده مردم ايران بر اساس اين منطق رفتار مىشد كه آنان براى خدمت به طبقهء حاكم آفريده شدهاند و بر مردم واجب است كه بى چون و چرا اوامر حكمرانان را اجرا كنند .
با طلوع خورشيد اسلام و تابش انوار تعاليم فطرى و عدالت گستر آن بر قلب ايرانيان ، آنان با ميل و خرسندى اسلام را پذيرفتند و در راه نشر و استقرار تعاليم آن تلاش فراوان كردند . اما از آنجايى كه بجز اميرمؤمنان ( ع ) تمامى كسانى كه بر مسند خلافت اسلامى تكيه زدند از اسلام ناب بهرهاى نداشتند و جهتگيرى و سمت حركتشان احياى عادات دوران جاهلى و عصبيّتهاى قبيلهاى و نژادى بود ، ايرانيان از آنان فاصله گرفتند و به حضرت على ( ع ) و دودمانش روى آوردند .
تظاهر عباسيان در آغاز دولت خود به دوستى اهلبيت ( ع ) براى جلب نظر بيشتر ايرانيان و عكسالعمل مردم خراسان در جريان شهادت يحيى بن زيد و تظاهر مأمون به دوستى خاندان پيامبر ( ص ) براى جلب حمايت بيشتر مردم خراسان ، همه گوياى اين است كه نقاطى از ايران بويژه خراسان از مدتها پيش از به قدرت رسيدن عباسيان ، شيعه و علاقهمند به اهلبيت ( ع ) بودند . براى آگاهى بيشتر به خدمات متقابل اسلام و ايران ، شهيد مطهرى ج 1 ، ص 120 - 140 ، انتشارات صدرا ، 1362 رجوع كنيد .