مأمون اين سياست را پس از به دست گرفتن قدرت نيز ادامه داد . وى حتّى به فضلبنسهل دستور داد تا درباره زهد ، تقوا و ديانت او مطالبى نشر دهد و در ميان مردم از اين صفات خليفه تبليغ كند . « 1 » خود نيز در نامهاى كه به عباسيان نوشت « 2 » ، خويشتن را واعظى خيرخواه ، پرهيزكار و آگاه از اسلام و قرآن معرفى كرده هالهاى از زهد و بىرغبتى به دنيا و پايبندى به احكام اسلام و علاقمندى به خاندان پيامبر عليهمالسّلام را گرد خود جلوه داده است تا عباسيان و مردم ديگر او را با منشى اسلامى و مردمى و در جهت خلاف شخصيّت فكرى و سياسى برادرش امين بشناسند .
شرايط سياسى
مأمون با چنين زمينهها و آمادگيهايى و نيز چنين نگرشى نسبت به آينده خويش زمام حكومت را در دست گرفت . وى هر چند با كشتن برادرش امين به يك پيروزى نظامى دست يافت و عمدهترين مانع را از سر راه حكومت خود برداشت ولى اين جريان از نظر سياسى پيامدهاى سويى برايش داشت ؛ بويژه پس از اعمال روشهاى انتقامجويانهاى كه بعد از قتل برادرش نسبت به وى به كار گرفت . « 3 » علاوه بر اين كه اين حركت نظامى به تنهايى نمىتوانست تضمين كننده حكومت وى در آينده باشد ؛ چه آن كه ممكن بود برادر ديگرش « مؤتمن » يا ديگر بستگان پدرىاش به كمك عباسيان و عربها پيمانشكنى كرده به مخالفت و رقابت با او برخيزند و حكومت را از چنگش بربايند . در چنين شرايطى ، مأمون براى ادامهء حكومت خود نيازمند پايگاه قوى و استوارى بود كه بتواند به هنگام بروز خطر بر آن تكيه كند .