تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

ج - علويان

علويان از جمله گروههاى شناخته شده و متنفذ دوران حكومت مأمون بودند . آنان بيش از ديگر گروهها با حكومت وى مخالفت داشتند ؛ چون آنان عباسيان را غاصب خلافت مىدانستند و در ميان خود كسى را كه براى تصدى مقام خلافت شايسته‌تر از همهء عباسيان بود سراغ داشتند . مأمون از ديدگاه علويان ، جزو دودمانى به شمار مىآمد كه بيش از سلسلهء امويان با اسلام و پيشوايان واقعى آن به مخالفت برخاسته و موجبات اذيّت و آزار و كشتار مسلمانان و غارت اموال ايشان را فراهم ساخته بود . از اين رو ، علويان و تعداد زيادى از مردم ديگر از همان ابتدا از بيعت مأمون سر باز زدند و در صدد مخالفت با وى و شورش عليه حكومت او برآمدند . وضع مردم بغداد آن گونه بود كه مأمون توصيف كرد . مردم كوفه نيز كه از شيعيان على ( ع ) بودند - با مأمون بيعت نكردند و همچنان با وى مخالف بودند تا زمانى كه « عباس‌بن موسى » برادر امام‌رضا ( ع ) بدان‌جا رفت و مردم را به بيعت مأمون فراخواند . آنان - جز تعدادى اندك - از دعوت‌او سرپيچىكرده‌گفتند : اگر براى مأمون و پس از او براى برادرت ( حضرت رضا ( ع ) ) دعوت مىكنى ما نيازمند دعوت تو نيستيم ؛ ولى اگر مستقيم براى برادرت يا يكى ديگر از خاندانت يا براى خودت فرامىخوانى ، دعوتت را پذيرا هستيم . « 1 » مردم مدينه ، مكّه ، بصره و ديگر مناطق نيز همين وضع را داشتند . سخنان خود مأمون « 2 » به هنگام بيعت گرفتن براى ولايتعهدى امام رضا ( ع ) گوياى آن است كه تا آن زمان ( سال 201 هجرى ) نه تنها مردم مدينه كه توده مسلمانان با وى بيعت نكرده بودند و يا اگر بيعت كرده بودند از روى اجبار و ناخشنودى بوده است . سرپيچى و مخالفت آنان با دستگاه خلافت مؤيّد اين حقيقت است . « 3 »

هامش
( 1 ) - الحياة السياسيّة للامام الرضا ( ع ) ، ص 188 .
( 2 ) - سخنان مأمون چنين است : « پس تمامى افراد خانواده اميرالمؤمنين و كسانى كه در مدينه محروسه بودند از سرداران وسپاهيان و عموم مسلمانان ، نخست با اميرمؤمنان ، سپس با على بن موسى الرّضا بيعت كردند ( بحارالانوار ، ج 49 ، ص 151 ) .
( 3 ) - عمده مطالب اين درس از كتاب الحياة السياسيّة للامام الرضا ( ع ) برگرفته شده است .