خلاصه
مأمون ، كه داناترين و زيركترين خلفاى عباسى بود قبل از عهدهدارى خلافت ، زندگى خود را با جديت و بدور از عياشى آغاز كرد و از جهات علمى و تربيتى بر برادران و ديگر خلفاى عباسى پيشى گرفت .
شرايط خانوادگى و نسبى او بگونهاى بود كه جز خود به كسى نمىتوانست متكى باشد ؛ از اين رو ، از همان آغاز براى آينده خود برنامهريزى كرد . او پس از عهدهدارى خلافت نيز اين سياست را پى گرفت و به زهد و پارسايى تظاهر نمود .
مأمون هر چند با كشتن برادرش به يك پيروزى نظامى دست يافت ولى مشكلات جديدى بر سر راهش قرار گرفت . علاوه بر آن كه ممكن بود از سوى برادر ديگرش مؤتمن و نيز ديگر بستگان پدرىاش مخالفتهايى عليه وى صورت گيرد . با توجه به اين جهات ، وى براى ادامهء حكومتش نيازمند پايگاهى قوى بود .
گروههايى كه در عصر مأمون از نفوذ و موقعيت سياسى و اجتماعى برخوردار بودند و مأمون مىتوانست روى آنها حساب كند عبارت بودند از ايرانيان ، نژاد عرب و علويان . برخورد ستمگرانه و اجحافآميز دولتمردان با ايرانيان ، ضديّت و دشمنى دو گروه ديگر با اساس حكومت مأمون ، زمينهء همكارى آنان با خليفهء عباسى را منتفى مىساخت و مأمون را بر آن مىداشت تا چارهاى ديگر بينديشد .
پرسش
1 - مأمون از آغاز نوجوانى در مقايسه با برادرش امين چه روشى در پيش گرفت و چرا ؟
2 - شرايط سياسى آغاز خلافت مأمون چگونه بود ؟
3 - چه گروههايى مىتوانستند تكيهگاه مأمون باشند ؟
4 - چرا مأمون نمىتوانست به ايرانيان تكيه كند ؟
5 - علويان چه ديدگاهى نسبت به حكومت مأمون داشتند ؟
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: على رفيعى
ص١٣١