كينه و عداوت اين افراد نسبت به مأمون پس از قتل امين شدّت يافت . برخورد كينهتوزانه و اهانتآميز مأمون با سر بريده امين و كشتن طرفداران او - كه همه از عباسيان و عرب بودند - با شمشير پارسيان و مسلط كردن ايرانيان بر مقدرات كشور حتى در مناطق عربنشين و از همه مهمتر انتقال مركز خلافت از بغداد به مرو و خراب كردن شهر بغداد ، عواملى بودند كه نژاد عرب را نسبت به حكومت مأمون و آينده آن بدبين مىكرد . عربها از اين بيم داشتند كه امپراتورى عربى به امپراتورى پارسى تبديل گردد و ايرانيان بر عربها مسلّط شوند . از اين رو ، هنگامى كه مأمون با تدبير فضلبن سهل ، برادر او حسن بن سهل را به حكومت عراق گمارد عربها به وى روى خوش نشان ندادند و گفتند : فضل بر مأمون مسلط شده و او را در كاخى جاى داده و امور را از وى پوشيده مىدارد و بدون نظر او هر چه مىخواهد انجام مىدهد . « 1 » مأمون به حدّى مورد خشم و نفرت عرب بود كه به هنگام عزم سفر به بغداد ، فضل بن سهل او را از تصميمش بازداشت و گفت : تو ديروز برادرت را كشتى و خلافت را از چنگش بيرون آوردى و فرزندان پدرت و خانوادهات و عرب ، همه دشمن تو هستند . « 2 » مأمون در نامهاى كه به عباسيان در بغداد نوشته است موضع آنان را در برابر حكومت خويش چنين ترسيم مىكند : امّا اين سخن شما كه در دوران حكومت من بر شما ستم شده است ، به جان خودم سوگند ، آن ستم و جفا نبود مگر به سبب پشتيبانى شما از او ( امين ) عليه من . و هنگامى كه من او را كشتم و شما تارو مار و پراكنده شديد ، گاه پيرو پسر ابوخالد و زمانى پيرو يك عرب بيابانى شديد و برههاى از زمان از « ابن شكله » پيروى كرديد و بالاخره طرفدار هر آن كس شديد كه بر ضدّ من شمشير مىكشيد . « 3 » نتيجه آن كه : نژاد عرب در آن شرايط نه تنها نمىتوانست نقطهاتكاى مأمون باشد بلكه كانون خطرى براى حكومت آينده وى به شمار مىرفت .
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: على رفيعى
ص١٢٩
هامش
( 1 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 302 و تاريخ ابن خلدون ، ج 3 ، ص 242 .
( 2 ) - ر . ك : بحارالانوار ، ج 49 ، ص 166 .
( 3 ) - همان ، ص 211 .