زياده رويهاى خليفه در امر عياشى و فساد اخلاقى اثرات سويى در سطح جامعهء اسلامى بر جاى گذارد ، چندانكه شعراى عياش و بىبند و بارى همچون « بَشّاربن بُرد » بى پرده و بدون هيچ گونه شرمى اشعار مبتذل و هوسانگيزى در ترويج فساد و مسائل جنسى مىسرودند و در سطح جامعه پخش مىكردند و از اين طريق عفت عمومى را در معرض تهديد قرار مىدادند . ادامهء اين وضع ، احساسات مذهبى عدّهاى را جريحهدار و آنان را وادار به اعتراض كرد و از خليفه خواستند كه جلو شاعر فتنهانگيزى مثل « بَشار » را بگيرد . « 1 » اشتغال مدام خليفه به عياشى و بزمهاى آلوده او را از اداره مملكت و رسيدگى به امور مردم و نظارت بر اعمال كارگزاران بازداشت . عمّال او از اين خلأ سوء استفاده كرده بازار رشوه خوارى و فساد ادارى را رواج دادند . « 2 » و مأموران خراج و ماليات عرصه را بر مردم تنگ گرفتند و براى نخستين بار بر بازار بغداد ماليات بستند . « 3 »
كينه توزى نسبت به علويان
مهدى عباسى گرچه در ابتداى امر با مخالفان از جمله علويان مدارا كرد ، ليكن پس از استقراردر مسند خلافت بدين نتيجه رسيد كه بقاى سلطنتش جز با فشار و سختگيرى نسبت به شيعيان و علويان امكان پذير نيست ، از اين رو ، سياست پدرش منصور را پى گرفت ؛ علويان نجات يافته از چنگال پدرش را تعقيب و دستگير كرد . كه على بن عباس و عيسىبن زيد از جمله آنان هستند . على بن عباس علوى توسط نيروهاى مهدى دستگير و به وسيله سمّ مسموم و شهيد شد . عيسىبن زيدبن على از بيم جان خود متوارى شد و در كوفه در منزل يكى از شيعيان پنهان گشت و حتى پس ازآنكه با يكى از دختران تهيدست كوفه ازدواج كرد ، خود را به اعضاى خانوداهاش معرفى نكرد . « 4 » مهدى روزى يعقوب بن داوود را احضار كرد و پس از بخشيدن عطايايى - از جمله