چند فرش گرانقيمت ، كنيزى زيبا و صدهزار درهم - به وى او را مأمور كرد تا فردى علوى را كه فكر خليفه را به خود مشغول ساخته بود به قتل برساند . « 1 » مهدى براى نشان دادن دشمنى و كينهء خود نسبت به خاندان پيامبر ( ص ) كسانى را كه لب به ناسزاگويى و مذمّت اهلبيت مىگشودند مورد محبت و نوازش قرار مىداد . به عنوان نمونه ، « بَشّار » شاعر فتنهانگيز و خودفروختهء دربارى كه به كفر و الحاد معروف بود اشعارى در مذمّت خاندان رسالت سرود و ضمن آن ، آنان را كه از طريق حضرت فاطمه ( ع ) به رسول خدا ( ص ) منتسب مىشدند ، با وجود عمو ( عباس بن عبدالمطّلب ) محروم از ارث اعلام كرد و نتيجه گرفت كه فرزندان عباس ، وارث رسول خدا هستند نه فرزندان حضرت زهرا ( ع ) . مهدى وقتى از اشعار بشّار مطلع شد مبلغ هفتاد هزار درهم صله به وى داد . « 2 » قاسم بن مجاشِع تميمى هنگام وفات ، مهدى عباسى را وصىّ خود قرار داد . پس از درگذشت قاسم ، مهدى وصيّت نامهء او را خواند ، هنگامى كه به اين جمله رسيد : « قاسم شهادت مىدهد كه محمّد ( ص ) فرستادهء خدا و على بن ابى طالب وصىّ او و وارث امامت پس از اوست » وصيتنامه را دور انداخت و دنبالهء آن را نخواند . « 3 »
مهدى عباسى و امام كاظم ( ع )
مهدى عباسى ابتدا سعى مىكرد با موسى بن جعفر ( ع ) برخورد تندى نداشته باشد . او مىخواست از طريق تظاهر به اسلام و حسن رفتار با فرزند پيامبر ( ص ) و مبارزه با افكار الحادى به عنوان خليفهء اسلامى مطرح شود ، بدين جهت به توسعه و تعمير مسجدالحرام و مسجد النّبى ( ص ) پرداخت و كعبه را با پردههاى گرانقيمت تزيين كرد « 4 » ، و ملحدان و زنادقه از جمله « مُقَنَّع » « 5 » را سركوب نمود و با بقاياى پيروان مزدك و مانى كه