تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

چند فرش گرانقيمت ، كنيزى زيبا و صدهزار درهم - به وى او را مأمور كرد تا فردى علوى را كه فكر خليفه را به خود مشغول ساخته بود به قتل برساند . « 1 » مهدى براى نشان دادن دشمنى و كينهء خود نسبت به خاندان پيامبر ( ص ) كسانى را كه لب به ناسزاگويى و مذمّت اهل‌بيت مىگشودند مورد محبت و نوازش قرار مىداد . به عنوان نمونه ، « بَشّار » شاعر فتنه‌انگيز و خودفروختهء دربارى كه به كفر و الحاد معروف بود اشعارى در مذمّت خاندان رسالت سرود و ضمن آن ، آنان را كه از طريق حضرت فاطمه ( ع ) به رسول خدا ( ص ) منتسب مىشدند ، با وجود عمو ( عباس بن عبدالمطّلب ) محروم از ارث اعلام كرد و نتيجه گرفت كه فرزندان عباس ، وارث رسول خدا هستند نه فرزندان حضرت زهرا ( ع ) . مهدى وقتى از اشعار بشّار مطلع شد مبلغ هفتاد هزار درهم صله به وى داد . « 2 » قاسم بن مجاشِع تميمى هنگام وفات ، مهدى عباسى را وصىّ خود قرار داد . پس از درگذشت قاسم ، مهدى وصيّت نامهء او را خواند ، هنگامى كه به اين جمله رسيد : « قاسم شهادت مىدهد كه محمّد ( ص ) فرستادهء خدا و على بن ابى طالب وصىّ او و وارث امامت پس از اوست » وصيت‌نامه را دور انداخت و دنبالهء آن را نخواند . « 3 »

مهدى عباسى و امام كاظم ( ع )

مهدى عباسى ابتدا سعى مىكرد با موسى بن جعفر ( ع ) برخورد تندى نداشته باشد . او مىخواست از طريق تظاهر به اسلام و حسن رفتار با فرزند پيامبر ( ص ) و مبارزه با افكار الحادى به عنوان خليفهء اسلامى مطرح شود ، بدين جهت به توسعه و تعمير مسجدالحرام و مسجد النّبى ( ص ) پرداخت و كعبه را با پرده‌هاى گرانقيمت تزيين كرد « 4 » ، و ملحدان و زنادقه از جمله « مُقَنَّع » « 5 » را سركوب نمود و با بقاياى پيروان مزدك و مانى كه

هامش
( 1 ) - ر . ك : كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 71 .
( 2 ) - حياة الامام موسى بن جعفر ( ع ) ، ج 1 ، ص 445 .
( 3 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 84 .
( 4 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 400 و تاريخ الخلفاء ، ص 273 .
( 5 ) - مقنّع ، اهل مرو و مردى كوتاه قد و يك چشم بود ، از اين رو ، هميشه بر چهره خود نقاب مىزد ، به همين جهت او را مقنّع يعنىنقابدار مىگفتند . البته او خود را هاشم مىناميد . وى ادعاى خدايى كرد و معتقد بود خدا در وجود او حلول كرده است . وى آميزه‌اى از عقايد مزدك و مانى را به صورت آيينى جديد درآورد و در ناحيهء خراسان گروه زيادى را به گرد خود جمع كرد . مهدى عباسى ، سعيد هَرَشى را با سى هزار نيرو به جنگ وى فرستاد . سعيد مقنّع را محاصره كرد . او وقتى خود را در محاصره ديد به همراه كليّه نيروها و افراد خانواده‌اش خود را به درون آتش انداختند و همگى سوختند ( ر . ك : الفخرى ، ص 162 و كامل ، ج 6 ، ص 38 و 51 ) .