گسترش عياشى و فساد
مهدى كه در زمان خلافت پدرش تحت تأثير رفتار خشك و با صلابت او قرار گرفته بود ، در آغاز خلافت از خوشگذرانى و بزمهاى شاهانه دورى جست ، ولى با گام نهادن در فضاى سرشار از عيش و نوش سلطنتى و در اختيار گرفتن آنهمه پول و ثروتى كه پدرش براى وى اندوخته بود و نيز درآمدها و مالياتهاى فراوانى كه از مردم مىگرفت ، روحيّه و روش پدر را به فراموشى سپرد و هنوز بيش از يك سال از خلافتش نگذشته بود كه بساط عياشى و خوشگذرانى را گسترد . نديمان و نوازندگان را به سوى خود جذب كرد و مورد توجه خاص خويش قرار داد و شعار و منطقش اين بود كه : آن دم خوش است كه در بزم بگذرد و زندگى بدون نديمان نه خير دارد و نه لذّت . « 1 » وى در اين راه به قدرى افراط كرد كه حتّى پسرش « ابراهيم » و دخترش « عُلَيَّه » را نيز به جمع نديمان و نوازندگان وارد كرد ، چندانكه آن دو ، سرآمد نوازندگان و خوانندگان عصر خود بودند . « 2 » عياشى و ميخوارگى مهدى به حدّى از افراط رسيد كه خشم و اعتراض بعضى از درباريان را در پىداشت . روزى « يعقوب بن داوود » به مهدى گفت : آيا درست است كه با پنج نوبت اقامهء نماز جماعت در مسجد جامع بر سر سفره شراب بنشينى ؟ ! ولى نديمان خليفه سخنان يعقوب را به باد تمسخر گرفته مهدى را به باده گسارى تشويق مىكردند و به زبان شعر ، خطاب به وى مىگفتند : يعقوب و سخنان وى را رها كن و با شراب گوارا دمسازباش ! « 3 » در اسراف و تبذير مهدى همين بس كه - بنا بر نقل مورخان - وى در مراسم عروسى پسرش هارون با زبيده پنجاه ميليون درهم از بيتالمال مسلمانان را خرج كرد . « 4 »