در فراز ديگرى از خطبهء معاويه آمده است : « اى مردم كوفه ! مىپنداريد كه من به خاطر نماز ، زكات و حج با شما جنگيدم ؟ مىدانستم كه شما آنها را انجام مىدهيد . من بدين جهت به نبرد شما برخاستم كه بر شما حكمرانى كنم و اينك خدا مرا به اين خواسته نائل آورده هر چند شما خوش نداشته باشيد . اكنون بدانيد هر خون و مالى كه در اين فتنه بر زمين ريخته و تلف شده هدر است و هر عهدى كه بستهام زير دو پاى من است » . « 1 » ابوالفرج اصفهانى مىافزايد : « معاويه در اين خطابه از على ( ع ) به بدى ياد كرد . به امام حسن ( ع ) نيز ناسزا گفت » . « 2 »
سخنرانى امام حسن ( ع )
پساز معاويه ، امامحسن ( ع ) بهسخن پرداخت . منابعتاريخى سخنان آنحضرت را به عبارت و مضامين گوناگون نقل كردهاند : آنچه مانقل مىكنيم بر اساس نوشتهء « ابن اعثم كوفى » است : « مردم ! زيركترين زيركها فرد با تقوا و پرهيزكار و بىخردترين بىخردان ، زشت كار و خيانتكار است . اگر شما بين « جابلق » و « جابرص » بگرديد كسى را كه جدش رسولاللّه باشد جز من و برادرم حسين ( ( ع ) ) پيدا نخواهيد كرد . « 3 » مىدانيد كه خداوند شما را به وسيلهء جدّم محمّد ( ص ) هدايت كرد و از گمراهى نجات داد و از نادانى رهايى بخشيد . خوار بوديد عزيزتان كرد و اندك و ناچيز بوديد افزونتان كرد .