پس از صلح : رسوايى معاويه
امام حسن ( ع ) بيش از هركس از ميزان پايبندى معاويه به قرارداد صلح آگاه بود ؛ از اين رو ، گرفتن مؤكدترين تعهدها از وى بدين منظور نبود كه به وفادارى و صداقت او هر چه بيشتر اطمينان يابد ؛ بلكه مىخواست چهره نيرنگ و خيانت او را حتّى براى دير باورترين و ساده لوحترين افراد جامعه ترسيم كند . تخلّفات پىدرپى معاويه نسبت به مفاد قرارداد صلح ، در جامعهء آن روز اسلامى - كه براى چنين پيمانهايى آن هم از چنين شخصيّتهايى ارزش خاصّى قائل بودند - پيامدهاى فراوانى عليه معاويه داشت و او را رسوا ساخت ؛ چندانكه بسيارى از فريب خوردگان ، پس از مشاهدهء اين همه تخلّف و تزوير ، با وى همان گونه رفتار كردند كه او با تعهدها و پيمانهاى خود كرده بود . و حتى در برخى موارد در برابر او موضع گرفته و وى را در برابر پيمان شكنيهايش نكوهش مىكردند . اينك چند نمونه . 1 - تعدادى از شخصيّتهاى بارز مملكت اسلامى به ضديّت و مخالفت با معاويه برخاستند . برخى همچون « سَمُرَه » آشكارا او را لعن كردند ، برخى ديگر مثل « مُغيرة » او را پليد وناپاك خواندند . « عايشه » رو دررويش ايستاد « 2 » و « مالك بن هُبَيْره » با وى قطع رابطه كرد . بزرگ مردى مانند « ربيع بن زياد حارثى » از كارهاى ناپسند معاويه جان سپرد و راد مرد ديگرى مانند « ابواسحاق سبيعى » او را غدّار خواند و بالاخره « حسنبصرى » در حق او گفت :