تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

اعتقاد نداشت و عمروعاص كه مورد مشورت وى بود ، با زيركى دريافته بود كه مىتواند از موضوع حكميت قرآن به عنوان حربه استفاده كند وى روزى در هنگام رايزنى با معاويه درباره سپاهيان طرفين و نقشى كه حكميّت قرآن مىتواند ايفا كند ، چنين گفت : نه مردانت توان مقاومت در برابر مردان او را دارند و نه تو مانند على عليه السلام هستى . او بر سر دين با تو مىجنگد و تو بر سر دنيا . تو بقا را مىجويى و او از شهادت باكى ندارد . مردم عراق از غلبهء تو در هراسند ، ولى مردم شام از پيروزى على عليه السلام نمىترسند ، ليكن من پيشنهاد مىكنم : راهى جلوى پاى آنان بگذار كه اگر بپذيرند يا رد كنند ، اختلاف در ميانشان سايه افكند . آنان را به حكميّت قرآن بخوان . من اين موضوع را همواره براى روز نياز به تأخير انداخته بودم « 1 » معاويه نيز كه نظر او را پسنديد چنان كه گفته شد درست در لحظه‌اى كه سقوطش حتمى بود ، از او خواست كه آن نيرنگ را به كار بندد .

ظاهربينى و خشك‌مقدسى

از ديگر عواملى كه مانع پيروزى سپاه عراق شد ، وجود شمارى افراد مقدس‌نما بود . اينان كسانى بودند كه در مقابل اميرمؤمنان عليه السلام خود را صاحب رأى مىدانستند و وجوب اطاعت از امام در فرهنگ اعتقاداتشان جايگاهى نداشت . اين عده پس از اعلام پذيرش حكميت از سوى معاويه ادامهء جنگ را روا نمىدانستند و علاوه بر آن‌كه خود نمىجنگيدند ، به امام عليه السلام نيز فشار مىآوردند كه مالك اشتر را از ميدان نبرد فراخواند .
هامش
( 1 ) - وقعة صفين ، ص 476 - 477 .