نداشتن انگيزه
مىدانيم كه اميرمؤمنان عليه السلام از آن رو فرمان عزل معاويه را صادر كرد كه او را از نظر دينى و اخلاقى شايستهء زمامدارى نمىدانست . اين در حالى بود كه بيشتر مردم به وجود معاويه در شام عادت كرده بودند چون در زمان سه خليفهء پيشين حاكم آنجا بود . « 1 » و به عنوان مرزبان اسلام در سرزمين شام شناخته مىشد . بنابراين انگيزهاى براى جنگ با او نداشتند . اين مطلب از ميان سخنانى كه دو طرف پس از اعلام حكميّت از سوى معاويه با هم رد و بدل كردند ، به خوبى دانسته مىشود . سپاهيان معاويه مطرح كردند : به چه دليل ما بايد يكديگر را بكشيم ؟ ما مسلمان هستيم . با نابودى ما و شما عراق و شام به خطر مىافتد و از نابودى هر يك سودى حاصل ديگرى نخواهد شد . از اشعارى كه برخى از سپاهيان امام عليه السلام سرودند و نيز گفتههاى اشعث بن قيس برمىآيد كه اين گفتهها سپاه عراق را متقاعد ساخت و براى جنگ فايدهاى نمىديدند ، جز آنكه نيروهاى دو سپاه را نابود مىسازد . « 2 »