تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

نداشتن انگيزه

مىدانيم كه اميرمؤمنان عليه السلام از آن رو فرمان عزل معاويه را صادر كرد كه او را از نظر دينى و اخلاقى شايستهء زمامدارى نمىدانست . اين در حالى بود كه بيش‌تر مردم به وجود معاويه در شام عادت كرده بودند چون در زمان سه خليفهء پيشين حاكم آن‌جا بود . « 1 » و به عنوان مرزبان اسلام در سرزمين شام شناخته مىشد . بنابراين انگيزه‌اى براى جنگ با او نداشتند . اين مطلب از ميان سخنانى كه دو طرف پس از اعلام حكميّت از سوى معاويه با هم رد و بدل كردند ، به خوبى دانسته مىشود . سپاهيان معاويه مطرح كردند : به چه دليل ما بايد يكديگر را بكشيم ؟ ما مسلمان هستيم . با نابودى ما و شما عراق و شام به خطر مىافتد و از نابودى هر يك سودى حاصل ديگرى نخواهد شد . از اشعارى كه برخى از سپاهيان امام عليه السلام سرودند و نيز گفته‌هاى اشعث بن قيس برمىآيد كه اين گفته‌ها سپاه عراق را متقاعد ساخت و براى جنگ فايده‌اى نمىديدند ، جز آن‌كه نيروهاى دو سپاه را نابود مىسازد . « 2 »

هامش
( 1 ) - ر . ك : الاعلام ، زركلى ، ج 8 ، ص 172 - 173 .
( 2 ) - براى نمونه به مورد زير توجه كنيد : يكى از شاعران شامى شعرى سرود ، به اين مضمون : اى سران سپاه عراق پيشنهاد حكميّت را بپذيريد ، كه در پذيرش آن بقا و زندگانى و امنيت سرزمين است و اگر آن را نپذيريد ، حاصلش نابودى و بدبختى است . ( وقعة صفين ، ص 483 ) . حال ببينيم تلقى عراقىها نسبت به پايان جنگ چه اندازه با تقاضاى شاميان همسويى دارد . يكى از سپاهيان اميرمؤمنان عليه السلام شعرى سروده است كه معناى دو بيت آخرش چنين است : از بامدادان در صفين گرد از آوردگاه برآورديم و آتش جنگ را بىامان دميديم اگر دو داور به حق داورى كنند ، متضمن سلامت است و رأى آنان ما را از گزند شوم انتقامجويان مصون خواهد داشت . ( پيكار صفين ، ترجمهء پرويز اتابكى ، ص 673 ؛ وقعة صفين ، ص 489 . ) .