دينى و اخلاقى پايبند نيست و معاويه از اين جهت چيزى كم نداشت . او براى رسيدن به هدفهاى دنيوى به تمام شيوههاى غيردينى و غيرانسانى متوسل مىشد . طى نبردهاى سنگينى كه ميان دو سپاه در صفين روى داد ، معاويه دريافت كه توان ايستادگى در مقابل سپاه حضرت على عليه السلام را ندارد . از اين رو به انديشه فرو رفت كه كار جنگ را با توسل به راههاى غير نظامى به پايان برساند . معاويه كه به خوبى دريافته بود ، قدرت تأثيرگذارى بر شخص اميرمؤمنان عليه السلام را ندارد ، به قصد ايجاد اختلاف و دودستگى اقدام به گفتوگو با سران سپاه آن حضرت كرد . متأسفانه سپاه اميرمؤمنان عليه السلام يكدست نبود ، سربازانش يكدل و يكزبان نبودندو فرماندهانش فرمانبردارى كامل نداشتند . در ميان سران سپاه عراق كسى چون اشعث بن قيس رياستطلب و خودمحور حضور داشت كه فرستادهء معاويه به آسانى او را فريفت و متقاعد كرد كه ضرورتى ندارد از على عليه السلام دست بردارد ، ولى براى ختم جنگ اقدام كند . « 1 » در مقابل افراد ديگرى چون ابنعباس نيز بودند كه زبانآورى و رياكارى عمروعاص كوچكترين تأثيرى در ارادهء آنان نگذاشت و پاسخ كوبندهاش او را نوميد ساخت . « 2 » نكتهء قابل ملاحظه در برخوردهاى طرفين كه اهميت سياسى - نظامى
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: رضا رحمتى
ص٩٨
هامش
( 1 ) - وقعة صفين ، ص 408 - 409 براى آگاهى بيشتر دربارهء اشعث بن قيس ر . ك : الاصابه فى تمييزالصحابه ، ابن حجر عسقلانى ، ص 51 ، دار صادر بيروت .
( 2 ) - وقعة صفين ، ص 409 - 413 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 307 - 308 .