تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

عيسى بر صليب

« 1 » سرانجام شوراى عالي يهود « سنهدرين » حضرت عيسى مسيح ( ع ) را به اتّهام اين كه خود را پسر خدا ، معرّفى كرده بود كافر شناخته ومحكوم به مرگ كرد . براي اجراى حكم ، أو را تسليم پيلاطس حاكم رومى فلسطين كردند . پيلاطس ، كوشش فراوان كرد تا بتواند آن حضرت را از مرگ برهاند وبه جاى أو دزدى را به صليب بكشاند . امّا روحانيّان يهود زير بار نرفتند وبر مجازات اعدام عيسى ، پا مىفشاردند . اين بود كه در برابر پرسش والى كه گفت : « با عيسى مشهور به مسيح چه كنم ؟ همگى گفتند : مصلوب شود . والى گفت : چرا ، چه بدى كرده است ؟ آنان بيشتر فرياد زده گفتند : مصلوب شود . چون پيلاطس ديد كه ثمرى ندارد بلكه آشوب ، زيادة مىگردد ، آب طلبيده پيش مردم دست خود را شسته گفت : من برى هستم از خون اين شخص عادل ، شما ببينيد ! » سه ساعت از نيم روز گذشته بود كه أو را به پاى دار آوردند ؛ وطرفداران عيسى ( ع ) همه أو را ترك گفتند جز چند تن از زنان كه تا دقايق آخِر ، همراه أو بودند وبه حالش مىگريستند . عيسى ( ع ) براي مردم ، دعا كرد وگفت : « اى پدر ! اينان را بيامرز ، زيرا نمىدانند چه مىكنند . » مطابق منابع مسيحي ، اين جنايت ( مصلوب كردن عيسى ) در يكى از روزهاى عيد فصح ( پانزدهم ماه نيسان يهودي ) وبه احتمال قوى ، بين سال‌هاى 29 - 30 ميلادي به همراه دو تن دزد جانى در بيرون شهر أورشليم انجام شد . عيسى بردار به آواز بلند ، صيحه زده ، روح را تسليم نمود ! مسيحيان بر آنند پس از مصلوب شدن عيسى ( ع ) ، براي آن كه در شب سَبت ، جسد أو بر فراز صليب نماند ، شخص توانگر ونيكوكارى به نام يوسف كه از اعضاى شوراى كاهنان يهود به شمار مىرفت ، جسدش را از چوبه دار پايين كشيده ودر قبرى از سنگ كه تازه براي خود ، تراشيده بود گذارد ونيز سنگى بر آن نهاد . ولى در اوّلين روز يك شنبه - روز سوّم پس از كشته شدن - ، آن حضرت دوباره زندگى يافت واز قبر برخاست وخود را به مادر خود وجمعى از حواريّون در أورشليم ، ظاهر ساخت ، وآنان

هامش
( 1 ) - صليب ( چليپاcross) نام دارى است عمودى كه برفراز آن چوبى افقى ، نصب مىكنند ، وآن گونه چوبهء دار از زمان فنيقيان وسپس روميان براي بدترين وننگين‌ترين طرز اعدام به كار مىرفته وغالباً غلامان واشخاص فرومايه را به صلّابه مىآويختند . پس از مصلوب شدن عيسى ( ع ) مسيحيان شكل آن را مانند رمز محبّت وفداكارى ونيز به علامت ونشان دين مسيح برگزيده وبرگردن مىآويزند ؛ تاريخ أديان ، پاورقى ص 225 .
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 84 | عليرضا على نورى / عبد الله ابراهيم زاده