1 - يك نوع مقابله بين رائى ومرئى حاكم باشد . 2 - مانعى ميان بيننده وديدنى نباشد . 3 - نور كافى براي ديدن وجود داشته باشد ، خواه بگوييم نوري از جسم كه حامل تصوير مرئى است برمىخيزد وبر شبكيه چشم وارد مىشود كه نظريه صحيح است يا گفته شود نوري از چشم برمىتابد وديدن تحقق مىپذيرد . بهيقين تحقق رؤيت با اين قيود وشرايط بدون جهت داشتن وآثار جسماني مرئى ممكن نيست ، بنابراين اعتقاد به رؤيت خداوند در آخرت با جسم ندانستن أو ، سفسطهاى بيش نخواهد بود ودلايل عقلي ونقلي كه بر جسم نبودن خداوند دلالت دارد دليل بر رد اين نظريه نيز هست . اكنون به بررسى بعضي از مهمترين دلايل اشاعره در اين زمينه مىپردازيم : آنان مىگويند خدا فرموده : « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إلى رَبِّها ناظِرَةٌ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ انْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ » « 1 » ( در آنسرا ) چهرههايى خرم وشادابند بهسوى پروردگار خود مىنگرند وچهرههايى در آن روز گرفتهاند وگمان دارند كه عذاب كمرشكن در كمين آنان است . جملهء « إلى رَبِّها ناظِرَةٌ » مدرك اشاعره بر عقيدهء مزبور قرار گرفته است . پاسخ : الف - كلمهء نظر « 2 » يا ديدن با توجه به قراين موجود در كلام معاني متفاوتى به خود مىگيرد ، اگر گفته شود دوست من از خيابان عبور كرد ومن أو را ديدم طبعاً منظور رؤيت جسماني است اما اگر بگوييم فلانى سرباز ارتش است وپيوسته به مقام بالاتر از خود مىنگرد ، در اين صورت منظور اين است كه أو در كأرش مستقل نيست وتابع دستور مقام مافوقش است . بنابراين هر نگاهى ملازم با رؤيت حسّى نيست بلكه بايد با توجه به قراين ، معناى كنايى آن را بهدست آورد ودر آيهء ياد شده با توجه به قرينه مقابله ، انتظار رحمت ولطف
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٢٢٥
هامش
( 1 ) - قيامت ( 75 ) ، آيات 23 - 20 .
( 2 ) - علامه طباطبايى فرموده : منظور از آية ، رؤيت قلبي است نه حسّى . ر . ك : الميزان ، ج 20 در تفسير آية .