عبارت ديگر روايات مورد استناد اشاعره با آيات قرآن مخالف است وازاين جهت اعتبار ندارد .
نيز أهل بيت پيامبر عليهم السلام بهعنوان آشنا با تعاليم وحى برخلاف اشاعره ، مبارزه با حاكمان جور را سنت پيامبر صلى الله عليه وآله معرفى كرده وخود نيز بدان عمل نمودهاند ، اين حسين بن علي عليه السلام است كه عليه ظلم وفساد يزيد بپا خاست وشهيد شد وغير ايشان نيز هيچ يك از امامان أهل بيت عليهم السلام با ظلم وجور خلفاى عصر خود سازش نكردند بلكه همگى به وسيلهء آنان به شهادت رسيدند .
حسن وقبح افعال از ديدگاه اشاعره
اشاعره در اين بحث با انكار حسن وقبح عقلي به نوعي حسن وقبح شرعي قائل شدند .
محور بحث اين است كه آيا عقل انسان مىتواند به خودى خود وصرف نظر از امر ونهى الهى ، ضوابطى را براي افعال بهويژه افعال الهى در نظر بگيرد وبراساس آنها حكم به لزوم انجام كارى وترك كار ديگرى بكند ؟ بهعنوان مثال ، بگويد : لازم است خداوند مؤمنان را به بهشت وكافران را به دوزخ ببرد ، يا اينگونه قضاوتها تنها براساس وحى صورتمىگيرد ؟
اشاعره مىگويند : در أمور تكويني آنچه خدا انجام دهد نيكوست ودر أمور تشريعي آنچه خدا به آن امر كند خوب است ، نه اينكه چون كارى خوب است خدا آن را انجام مىدهد يا به آن امر مىكند . بنابراين اگر خداوند مؤمنان را به دوزخ وكافران را به بهشت ببرد چون كار خداست خوب است واگر خدا دستور دهد كه حق يتيم را پايمال كنيد چون فرمان خداست كار خوبى است . قهراً در مسألهء عدل الهى هم گفتند هر كارى كه خدا انجام دهد عدل است نه اينكه چون عدل است خدا انجام مىدهد .
بازگشت همهء اينها به انكار حسن وقبح عقلي است ودليل انكارشان هم اين است كه اگر عقل بتواند حسن وقبح افعال را درك كند وبگويد بايد خداوند به عدل وخوبى عمل كند وفرمان دهد در واقع مشيت خدا را محدود ساخته وعقل انسان بهعنوان يك حاكم ، بر ارادهء الهى حكمرانى كرده است درحالىكه ارادهء خداوند محدوديّتى برنمىدارد وأو هر چه خواهد مىتواند انجام دهد . پس مىتواند مؤمنان را به دوزخ وكافران را به بهشت ببرد واگر اين كار را انجام داد از عدل بيرون نيامده است ، لكن هيچگاه اين كار را نمىكند ، زيرا خود خبر داده كه كافران را عقاب مىكند وبه مؤمنان پاداش بهشت مىدهد وخداوند دروغ نمىگويد .