تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢

داشته وبا زيديه در اين زمينه اتفاق دارد . « 1 » سپس مىگويند كسى كه به امامت انتخاب شد وزمام أمور را به دست گرفت تا وقتي كه به وظايف ومسؤوليت‌هاى خود عمل كند اطاعتش بر أمت واجب است وگرنه بر مسلمانان واجب است أو را عزل كرده عليه وى بپاخيزند ، زيرا پيامبر صلى الله عليه وآله فرموده : تا وقتي قريش با شما هموار بودند وراست عمل كردند شما نيز با آنان به‌راستى رفتار كنيد واگر از راستى بيرون آمدند شمشير را بر گردن‌هايتان بگذاريد وبساطشان را برچينيد . « 2 » ديدگاه زيديه در مورد امامت أولاد فاطمه عليها السلام نشان مىدهد كه آنان امامت را مقامي انتصابى از سوى خدا نمىدانند ووجود امام را در حد يك رئيس‌جمهور وتنها براي رهبرى قيام لازم مىشمارند . از اين رو ضرورت وجود « نص » ولزوم اعلميت وعصمت را نيز از أو نفى كرده‌اند وگفته‌اند كه از راه نامزدى وبيعت خبرگان با وى برگزيده مىشود بدين جهت زيديه به أهل سنت نزديك‌ترند واز سوى ديگر چون علي عليه السلام را سزاوار امامت مىدانند وبه امامت امام حسن وامام حسين عليهما السلام معتقدند به شيعه شباهت دارند . پس مىشود گفت كه زيديه نه شيعه هستند ونه سنى ، چرا كه مقدارى از عقايد شيعه را با بعضي از عقايد أهل سنت آميخته وبدان ملتزم شده‌اند . آنان به پيروى از حديث « ثقلين » امامت را در أولاد على وفاطمه عليهما السلام منحصر مىكنند بدون اين‌كه بين فرزندان امام حسن وامام حسين عليهما السلام فرق بگذارند . در حالىكه بايد امام به‌عنوان جانشين پيامبر صلى الله عليه وآله علم ودانش أو را داشته واز مقام عصمت برخوردار باشد وهمچنين در موارد ضروري بايد امام بتواند براي اثبات امامتش معجزه بياورد ؛ زيرا أو مرجع مردم در بيان حلال وحرام الهى وتفسير آيات قرآن است ورهبرى جامعه تنها يكى از وظايف امامت است وچنين كسى تنها از راه « نص » مىتواند مشخص شود . سلسلهء پيشوايان زيديه زيديه بعد از امام على ، امام حسن وامام حسين عليهم السلام قائل به امامت ساداتي هستند

هامش
( 1 ) - ر . ك : الزيدية نظريه وتطبيق ، ص 21 - 22 .
( 2 ) - همان ، ص 120 .