« بيعت » ، « تبعيّت » و « اقتداى » كوركورانه مىداند « 1 » : « وَ كَذلِكَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انَّا وَجَدْنا ابائَنا عَلى امَّةٍ وَ انَّا عَلى اثارِهِمْ مُقْتَدُونَ » « 2 » و همچنين پيش از تو نشد كه به ديارى [ پيامبر ] بيمدهندهاى بفرستيم و طبقهء خوشگذران آن نگويند : ما پدرانمان را بر آيينى يافتيم و ما به آثار آنان اقتدا مىكنيم . از دقّت در مفاهيم بلند اين آيه و آياتى كه در اين باره است برمىآيد كه : « حيات و تاريخ بشر در پرتو حقايق قابل تفسير است نه در سايهء اقوام و نياكان گذشته » . پيدايش تحوّل عظيم علمى و فنّى در بين مسلمانان دليل گويا و شاهد روشنى بر آن است ؛ زيرا جامعهء نوپديد اسلامى با شكستن سدّ تقليد ، در دانش ، صنعت و هنر به پيشرفت شگفتانگيزى دست يافت و در توسعهء علم و اكتشافات گام مؤثّرى برداشت و ارمغانهاى باارزشى به جهان تقديم كرد . هر چه زمان مىگذشت و دامنهء اسلام گستردهتر مىشد فعاليت و قدرت علمى مسلمانان نيز گسترش مىيافت و هر جا خورشيد اسلام بيشتر مىتابيد پيروانش به چشمهسارهاى تازهاى دست مىيافتند . در حدّى كه « سدهء سوم اسلامى ذاتاً سدهء اسلامى و فعاليت علماى مسلمانان بىنهايت والاتر بود » « 3 » و قرن چهارم هجرى دورهء اوج علم و تمدن در اسلام ناميده شد . « 4 » و در سدهء پنجم فضلا و حكماى اسلامى ، عالَم علم و معرفت را به تحقيقات خود روشن ساختند « 5 » همچنين در قرن چهارم تا ششم هجرى ، همهء كشورهاى پهناور اسلامى از تُركستان گرفته تا آفريقا و اسپانيا ، هر يك دانشگاهى محسوب مىشد . « 6 » اگر مسلمانان ، دين محمد صلى الله عليه و آله را بطور سطحى مىپذيرفتند يعنى برنامههاى عملى آن را در زندگى خود جارى نمىساختند و
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: جعفر وفا
ص٦٨
هامش
( 1 ) - ر . ك : ترجمه و تفسير نهجالبلاغه ، محمدتقى جعفرى ، ج 16 ، ص 227 - 230 .
( 2 ) - زخرف ( 43 ) ، آيهء 23 .
( 3 ) - دانش مسلمين ، محمدرضا حكيمى ، ص 342 .
( 4 ) - همان ، ص 352 .
( 5 ) - همان ، ص 127 به نقل از سير حكمت در اروپا ، ج 1 ، ص 100 - 104 .
( 6 ) - دانش مسلمين ، ص 127 .